بهداشتی
مترادفها
پاکیزه، نظیف
متضادها
غیربهداشتی، کثیف، ناسالم
لغت نامه دهخدا
بهداشتی. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به بهداشت: امور بهداشتی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به بهداشت: امور بهداشتی.
فرهنگستان زبان و ادب
{hygienic} [علوم سلامت] مربوط به بهداشت
ویکی واژه
igienico
sanitario
جمله سازی با بهداشتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امید به زندگی در امارات متحده عربی ۷۶٫۹۶ سال است. بیماریهای قلبی و عروقی عامل اصلی مرگ در امارات است که ۲۸٪ از کل مرگ و میرها را تشکیل میدهد. داشتن بیمه درمانی اجباری در ابوظبی برای مهاجران و وابستگان آنان، از محرکهای اصلی اصلاح سیاست مراقبتهای بهداشتی در کشور بودهاست. در دهه گذشته اصلاحاتی بر سیاستهای بهداشتی کشور انجام گرفت که شرایط بسیار بهتری را برای شهروندان فراهم کردهاست.
💡 این اداره یکی از مجموعههای سازمان کارامریکا میباشد که رسالت و حیطه کاری آن عبارتست از اطمینان از ایمن و بهداشتی بودن شرایط کاری برای کار مردان و زنان با تنظیم و اجرای استانداردها و با ارائه آموزش، اطلاعرسانی، آموزش و پرورش. این سازمان قدرت اجرایی و قانونی دارد