در فلسفه و کلام اسلامی، این اصطلاح بهمعنای نهاد و سرشت بهکار رفته است. فلاسفه این مفهوم را بهعنوان جسم مرکبی تعریف میکنند که از ترکیب اجزای مختلف، مزاجی خاص پدید میآید. از دیدگاه ایشان، بنیه شرط اساسی تحقق حیات محسوب میشود و بدون آن، پدیدهی زندگی قابلیت ظهور نمییابد.
متکلمان اسلامی در تبیین این مفهوم دیدگاههای متنوعی ارائه کردهاند. برخی از آنان، آن را حاصل امتزاج اجزایی میدانند که دارای اَعراض ویژهای هستند و بدینترتیب، مزاج شکل میگیرد. گروهی دیگر بهجای تأکید بر ترکیب اجزا، از چهار کیفیت اصلی؛ یعنی رطوبت، حرارت، برودت و یبوست بهعنوان عناصر تشکیلدهندهی بنیه یاد کردهاند. همچنین، تعدادی از متکلمان، بنیه را معادل بدن مرکب از عناصر اربعه دانستهاند.
در نهایت، دستهای از متکلمان بر این باورند که، فرد یا جزئی خاص است که وجود حیوان بهواسطهی آن تحقق مییابد. از منظر ایشان، حیات بدون وجود این جزء بنیادین امکانپذیر نیست و بنیه بهعنوان حداقلیترین واحد تشکیلدهندهی موجود زنده، نقش اساسی در هستیبخشیدن به آن ایفا میکند.