لغت نامه دهخدا
بسونه. [ ب َ ن َ ] ( اِ ) زلف را گویند. ( جهانگیری ). رجوع به بسوته شود.
بسونه. [ ب َ ن َ ] ( اِ ) زلف را گویند. ( جهانگیری ). رجوع به بسوته شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۲۰۱۰ از طرف دادگاه فدرال، دومین جلسه دادرسی دادگاه عمومی جنایت علیه بشریت در دوران آخرین دیکتاتوری مدنی آرژانتین در منطقه روزاریو بزرگ برگزار شد. در این دادگاه پرونده دیاز بسونه مورد بررسی قرار گرفت. در پرونده محکومیت، «دیاز بسونه» متهم بود که یک سرباز و پنج غیرنظامی را در مرکز سری بخش اطلاعات ستاد پلیس سرکوب کردهاست. رامون دیاس بسونه فرمانده پیشین سپاه دوم ارتش و روبن لوفیگو پلیس سابق به همراه ماریو مارکوت، رامون ورگرا، خوزه اسکورتچینی و ریکاردو چمیکی، در مرکز بازداشتگاه مخفی تحت فرمان آگوستین فیسید رئیس پلیس سابق در زندان روزاریو قرار داشتند.