پادشاه نیمروز

لغت نامه دهخدا

پادشاه نیمروز. [ دْ / دِ هَِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه است از آفتاب. || پادشاه سیستان از آن جهت که نیمروز نام سیستان است. || مردم نیک پی و مبارک قدم. || حضرت آدم علیه السلام بسبب آنکه تا نیمروز در بهشت بود. || رسول اکرم صلوات اﷲ علیه از آن باب که شفاعت امتان خود را تا نیمروز خواهد کرد. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

آفتاب پادشاه سیستان از آنجهت که نیمروز نام سیستان است

جمله سازی با پادشاه نیمروز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر ببیند عکس رویت پادشاه نیمروز از شعاع روی تو حیران و سوزان بگذرد

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز