حرکات

لغت نامه دهخدا

حرکات. [ ح َ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ حرکت. ( دهار ). حرکتها. جنبشها. جنبیدن ها. مقابل سکنات:
حرکاتش همه رهه هنر است
برم از جان من عزیزتر است.عنصری.متناسبند و موزون حرکات دلفریبت
متوجهند با ما سخنان بی حسیبت.سعدی.تو در آب اگر ببینی حرکات خویشتن را
بزبان خود بگوئی که به حسن بی نظیرم.سعدی.وه که از او جور و تندیم چه خوش آمد
چون حرکات ایاز بر دل محمود.سعدی.- خوش حرکات. رجوع به همین ماده شود.
- شیرین حرکات. رجوع به همین ماده شود:
فتنه انگیزی و خون ریزی و خلقی نگرانند
که چه شیرین حرکاتی و چه مطبوع کلامی.سعدی ( طیبات ).- امثال:
هر خوش پسری را حرکاتی دگر است.

فرهنگ معین

(حَ رَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ حرکت. ۱ - جنبش ها. ۲ - کارها، اعمال.

فرهنگ عمید

= حرکت

فرهنگ فارسی

جمع حرکت
(اسم ) جمع حرکت. ۱ - جنبشها حرکتها. ۲ - کارها اعمال: (( ازین حرکات باید جلوگیری کرد. ) )

ویکی واژه

جِ حرکت.
جنبش‌ها.
کارها، اعمال.

جمله سازی با حرکات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیش مگو نزاریا از حرکاتِ ناقصی لاشه خری کجا رسد در عقبِ سواره‌ای

💡 خلاصه حرکات سپهر عصمت و دین نقاده ملکات جهان الغ ترکان

💡 هستی به هوس تک زدن‌ گرد فسوس است مانند نفس سخت ندامت حرکاتم

💡 داغ دلهای فکار از حرکاتش به خراش مرغ جانهای نزار از سکناتش به خروش

💡 چو می‌رود دو نفس می‌زند بهر قدمی که منفصل حرکات است و دایم الیرقان

💡 گر به چمن در آید او یاد نیاورد کسی با حرکات قامتش جنبش سرو و نارون

اژدر یعنی چه؟
اژدر یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز