جع

لغت نامه دهخدا

جع. [ ج َع ع ] ( ع مص ) گل خوردن. || پرتاپ کردن گل بسوی کسی. ( تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

گل خوردن یا پرتاب کردن گل بسوی کسی

جمله سازی با جع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش پریشان مکن از پی آشوب من زلف گره بر گره جعد شکن بر شکن

💡 روی حق جلوه‌گر از حمزهٔ نام‌آور بود پشتِ اسلام قوی از مددِ جعفر بود

💡 دوم نظام و سوم جعفر است لا ولله که داغ ناصیهٔ هر دو نام او زیبد

💡 میر میران پهلوان هفت کشور شمع دین بوالخلیل جعفر آن رستم دل حاتم فعال

💡 جز ترا کاین وقعه ی کبری به کیهان گشت واقع درکمان صد جعبه پیکان بهر یک پیکر نباشد

💡 فهرست کارنامه شاهان روزگار آن مقصد طوایف و آن مرجع امم

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز