درمانده

درمانده

واژه «درمانده» به کسی گفته می‌شود که در وضعیت دشوار یا بحرانی قرار دارد و راه‌حلی برای مشکل خود نمی‌یابد. این واژه می‌تواند هم فردی را توصیف کند که از نظر مالی، جسمانی یا روحی دچار تنگناست و هم کسی را که در موقعیتی قرار گرفته که توانایی مقابله با آن را ندارد. درمانده بودن نشان‌دهنده ناامیدی، ضعف یا ناتوانی در حل مسائل زندگی است و اغلب با احساس یأس و سردرگمی همراه است. این کلمه در متون ادبی و روزمره برای بیان حالتی از نقص، محدودیت و فقدان امکانات یا پشتیبانی به کار رفته است. درمانده می‌تواند کسی باشد که در شرایط سخت اقتصادی، اجتماعی یا شخصی، چاره‌ای جز تحمل ندارد و نیازمند کمک دیگران است. در برخی کاربردها، درمانده بودن نشانه شدت بحران یا فشار محیطی است که فرد را فلج کرده است. به‌طور کلی، این واژه به معنای کسی است که توانایی و منابع لازم برای مواجهه با مشکل خود را از دست داده و احساس ناتوانی می‌کند.

لغت نامه دهخدا

درمانده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) پریشان. تنگدست. بی کمک. عاجز. ناچار. ( ناظم الاطباء ). ناتوان افتاده. از کار افتاده. رنجور. ازپاافتاده. فرومانده. حسیر. قردم. کلیل. ( منتهی الارب ). لهیف. محصر. ( دهار ). مسکین. مضطر. مفهوت. مُلْجاء. ( منتهی الارب ). مَندور. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). نأناء. نأناء. نؤنؤ. ( منتهی الارب ). دهار. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ):
جوینده را نویدی خواهنده را امیدی
درمانده را نجاتی درویش را نوائی.فرخی.سه روز میان ایشان حرب قایم گشت تا عاقبت درمانده شدند و حصار بدادند. ( تاریخ سیستان ). چاره ای ساخت چنانکه محبوسان و درماندگان سازند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 431 ). من مردیم پیر شده و چشم و تن درمانده و مشاهده نتوانم کرد. ( تاریخ بیهقی ص 490 ). رشید را که مایه عمر به آخر رسیده و آن تن درمانده به تن خویش حرکت باید کرد. ( تاریخ بیهقی ص 429 ). درماندگان محال بسیار گویند. ( تاریخ بیهقی ).
هرچند که بی رفیق و یارم
درمانده خلق روزگارم.ناصرخسرو.شادان شده ای که من به یمگان
درمانده و خوار و بی زوارم.ناصرخسرو.در کار خویش عاجز و درمانده نیستم
فضل مرا بجمله مقرند خاص و عام.ناصرخسرو.آنها که ندانند ز فعل بد اینها
درمانده و دل خسته و با درد و عنااند.ناصرخسرو.الیاس در دریاها است تا درماندگان را یاری کند. ( قصص الانبیاء ص 197 ).
بس عاجز و درمانده و بس کوفته چون من
کز چنگ بلا زود به فرّ تو رها شد.مسعودسعد.دل خواست عشقش از من و دادم به اضطرار
درمانده کارها کند از اضطرار خویش.ادیب صابر.در غم آن لعبت یوسف جمال چَه ْزنخ
شد دلم درمانده چون یوسف به چاه بی رسن.سوزنی.خود صبر ز بُن بکار درمانده تر است
احسنت زهی صبر چو شمشیر خطیب.عمادی.نالنده فراقم وز من طبیب عاجز
درمانده اجل را درمان چگونه باشد.خاقانی.هر کجا اسبی، با بارخری درمانده است
هر کجا شیری از زخم سگی ممتحن است.؟ ( از تاج المآثر ).مسلم کسی را بود روزه داشت
که درمانده ای را دهد نان و چاشت.سعدی.بفرمود صاحب نظر بنده را

فرهنگ معین

(دَ دِ ) (ص مف. ) ناتوان، فرومانده. ج. درماندگان.

فرهنگ عمید

بیچاره، ناتوان، عاجز.
۲. فقیر، بی چیز.

فرهنگ فارسی

پریشان تنگدست بی کمک ناچار
( اسم ) بیچاره عاجز. فرومانده. جمع درماندگان.

فرهنگستان زبان و ادب

{helpless} [روان شناسی] ویژگی فرد دچار درماندگی

دانشنامه عمومی

درمانده (ترانه). «درمانده» ( به انگلیسی: Basket Case ) ترانه ای از گروه راک گرین دی است. این یکی از قطعه های سومین آلبوم استودیویی گروه با نام دوکی ( ۱۹۹۴ ) بود که در اوت همان سال در قالب سومین تک آهنگ آن آلبوم هم منتشر شد.
«درمانده» در زمان انتشارش در ایالات متحده برای ۲۴ هفته جزو پرفروش ترین ترانه های آلترناتیو بود و به مدت ۵ هفته صدرنشین آن جدول بود. این ترانه باعث شد گرین دی در مرکز توجه ها قرار بگیرد و با وجود محتوای تاریکش یکی از موفق ترین قطعه های آلبوم دوکی بود. «درمانده» یکی از قطعه های تأثیرگذار پاپ پانک و پاور پاپ به شمار می آید که تا مدت ها بسیاری گروه های دیگر مانند بلینک - ۱۸۲ سعی در تقلید و ساخت آثاری مانند آن داشتند.
«درمانده» ترانه ای در مورد اختلال ترس است. به گفتهٔ بیلی جو آرمسترانگ ( ترانه سرا و خواننده ) او سال های متمادی از این مشکل رنج می برده و فکر می کرده دارد عقلش را از دست می دهد. پیش از آن که آرمسترانگ بفهمد این حال بد یک اختلال عصبی است، سعی می کرده با ترانه نوشتن احساساتش را در مورد آن توضیح بدهد.
درمانده (فیلم). درمانده ( انگلیسی: Helpless; کره ای:  화차 ) یک فیلم دلهره آور روان شناختی سال ۲۰۱۲ کره جنوبی بر پایه رمان پرفروش All She Was Wort ( 火車؟ ) اثر نویسنده ژاپنی می یابه می یوکی است.
داستان فیلم درمورد مردی است که به دنبال نامزدش که بی هیچ ردی ناپدید شده است می گردد.

ویکی واژه

ناتوان، فرومانده.
درماندگان.

جمله سازی با درمانده

💡 بسیاری از یهودیان بعد از مرگ اسحاق لوریا بسیار درمانده بودند. بعد از کشتار بسیاری از یهودیان و درماندگی زیاد در بین آنان یک فرد بسیار بحث‌برانگیز به نام شبتای زوی قلب بسیاری از آنان را با وعده دوران مسیحایی جدید تسخیر کرد. او ادعا کرد که خود مسیح منجی است.

💡 فریاد رس اهلی درمانده شو از لطف کورانه برو نشد بود اکنون نه در آمد

💡 با بخت همی گفتم: کای روسیه آخر تا کی ز تو باشم من درمانده و دروا

💡 مرا که در دو جهان راحت دل و جانی به درد عشق تو درمانده ام تو درمانی

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز