لغت نامه دهخدا
داوطلبانه. [ طَ ل َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) بطور داوطلب. دوطلبانه ( در تداول مردم قزوین ).
داوطلبانه. [ طَ ل َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) بطور داوطلب. دوطلبانه ( در تداول مردم قزوین ).
به میل و ارادۀ خود، به طریق داوطلبی.
بطور داوطلب بنحو داو طلب: ( داو طلبانه وارد جنگ شد ).
اختیاری، با میل و رغبت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی در روش مستقیم، پزشک یا پرستار خود عامل مرگ بیمار هستند. تزریق داروی کشنده و جداکردن بیمار از دستگاههای حمایتی، نمونههایی از این روش هستند که بعضی اوقات بدون اطلاع بیمار انجام میشوند. بدین ترتیب جداکردن بیمار مرگ مغزی از دستگاههای حمایتی نیز از نظر بسیاری «اتانازی غیر داوطلبانه، غیر فعّال» بهشمار میآید.
💡 امپریالیسم فرهنگی میتواند هم به فرهنگ پذیری اجباری یک جمعیت هدف یا به پذیرش داوطلبانه یک فرهنگ بیگانه توسط افرادی اشاره کند که به اراده آزاد خود این کار را انجام میدهند. ازآنجایی که این دو ارجاع بسیار متفاوت هستند، اعتبار این اصطلاح زیر سؤال رفتهاست.
💡 الکساندر سولژنیتسین ۱۱ دسامبر ۱۹۱۸ در شهر کیسلوفودسک واقع در قفقاز شمالی و در یک خانواده متوسط چشم به جهان گشود. پدرش که داوطلبانه به جبهههای جنگ جهانی اول رفته بود در ژوئن ۱۹۱۸، یعنی چند ماه پیش از آنکه او به دنیا بیاید در بازگشت از جبهه در یک تصادف شدیداً زخمی شد و درگذشت. الکساندر تا شش سالگی نزد خانواده مادرش سپرده شد. زیرا مادرش در شهر روستوف به عنوان منشی مشغول به کار بود.