خباز

خباز

این کلمه از زبان عربی وارد زبان فارسی شده است و به کسی گفته می‌شود که شغل او پختن نان و تهیه انواع فرآورده‌های آردی باشد. این واژه از ریشه «خَبز» به معنای نان پختن گرفته شده و بنابراین خباز به معنای نانوا یا فردی است که با مهارت و تجربه، خمیر را آماده می‌کند و آن را به نان تبدیل می‌سازد. در گذشته، این حرفه یکی از مهم‌ترین مشاغل جامعه به شمار می‌رفت، زیرا نان غذای اصلی بسیاری از مردم بود و زندگی روزمره بدون حضور نانوا و نانوایی دشوار می‌شد. خباز علاوه بر آشنایی با شیوه تهیه خمیر، باید از میزان مناسب آرد، آب، نمک، زمان استراحت خمیر و حرارت تنور نیز آگاهی کامل داشته باشد تا نانی باکیفیت و خوش‌طعم تهیه کند. در زبان فارسی امروزی، واژه «نانوا» بیشتر از «خباز» به کار می‌رود، اما این کلمه همچنان در متون ادبی، تاریخی و رسمی دیده می‌شود و همان معنا را دارد. این واژه گاهی به صورت نام خانوادگی نیز استفاده می‌شود و یادآور پیشه نیاکان فرد است که در کار نانوایی فعالیت داشته‌اند. از نظر فرهنگی نیز خبازی شغلی ارزشمند و پرزحمت محسوب می‌شود، زیرا نانوا با تلاش روزانه خود یکی از مهم‌ترین نیازهای غذایی مردم را تأمین می‌کند. بنابراین، این کلمه به معنای نانوا و فردی است که حرفه و تخصص او تهیه و پخت نان و فرآورده‌های مشابه بوده و نقش مهمی در تأمین غذای جامعه ایفا می‌کند.

لغت نامه دهخدا

خباز. [ خ َب ْ با ] ( ع ص، اِ ) نان پز. نانوا. ( دهار ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ) ( از متن اللغة ) ( از معجم الوسیط ) ( ازتاج العروس ) ( از انساب سمعانی ). نانبا:
دین ز کرار جونه از طرار
خز ز بزاز چونه از خباز.سنائی.نماز شام خبازی که به اقامت رواتب سرای من موسوم بود پیش من آمد و گفت: امروز بر دکان من چهار صد من نان باقی ماند. ( از ترجمه تاریخ یمینی ).
تا بنقد جان من خباز من نان می دهد
عاشق بی چاره نان می گوید و جان می دهد.سیفی ( ازآنندراج ).|| این کلمه گاهی به معنی «طاهی » و «طباخ » و «خوانسالار» نیز اطلاق میشده است. ( یادداشت بخط مؤلف ). || نان پز و فروشنده آن. ( از متن اللغة ).
خباز. [ خ ُب ْ با ] ( ع اِ ) نام گیاهی است. رجوع به «خبازی » شود. ( از منتهی الارب ) ( از متن اللغة ) ( از معجم الوسیط ) ( از البستان ) ( از تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ).
خباز. [ خ َب ْ با ] ( اِخ ) حنا افندی. رئیس دانشکده ملی حمص. او راست: 1- «البرد القشیب فی مطارف التهذیب » 2- مجموع خطابه های ادبی که به سال 1910 م. برای شاگردان خود در حمص القاء کرده است. وی سفری بدور زمین کرد و ذکر آن در جامع التصانیف الحدیثه آمده است. ( از معجم المطبوعات ستون 818 ).

فرهنگ معین

(خَ بّ ) [ ع. ] (ص. ) نانوا.

فرهنگ عمید

= نانوا

فرهنگ فارسی

نانوا، نان پز
( صفت ) نانوا.
حنا افندی. رئیس دانشکده ملی حمص.

ویکی واژه

نانوا.

جمله سازی با خباز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حرفه و صنعت همه شبهند ولیکن بسیار بود فرق ز خراز و ز خباز

💡 سهم از مدخول قصابان و خبازان شهر رسم هر مالک رقابست ای مشارالسلطنه

💡 خباز مشیت نمک از روی تو درخواست از بهر فطیری که ازو قرص قمر کرد

💡 این ازینجا گوید آن خباز را این عمر را نان فروش ای نانبا

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز