فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) تورم رگ ها بویژه در پا.
[ فر. ] (اِ. ) تورم رگ ها بویژه در پا.
ورم و برجستگی سیاهرگ یا عروق لنفاوی به خصوص در پاها.
گشاده شدن وریدهاب صوص درساق پامرضی که دراثر، اتساع رگهای پابوجودمی آید، پاغر، پاغره
(اسم ) اتساع و گشاد شدن رگهای وریدی این عارضه بیشتر در وریدهای پاهای افرادیکه شغل ایستاده دارند از حاصل میشود.
رجوع شود به:سیاهر گ های واریسی
تورم رگها بویژه در پا.
💡 اگرچه در ره هستی هزار دشواریست چو پر کاه پریدن ز جا سبکساریست
💡 که این داستان جمله جشن است و سور زاندوه و از سوگواریست دور
💡 بلند شاخهٔ این بوستان روح افزای اگر ز میوه تهی شد، ز پست دیواریست
💡 سماع و ناله من نی ز خون دل جویند که ارغنون جگر خواریست زیر و بمش
💡 عشق آن شاهسواریست که بیتحریکش کی درین عرصه به جولان فرسی میآید