واریس
مترادفها
میراثدار، جانشین
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) تورم رگ ها بویژه در پا.
فرهنگ عمید
ورم و برجستگی سیاهرگ یا عروق لنفاوی به خصوص در پاها.
فرهنگ فارسی
گشاده شدن وریدهاب صوص درساق پامرضی که دراثر، اتساع رگهای پابوجودمی آید، پاغر، پاغره
(اسم ) اتساع و گشاد شدن رگهای وریدی این عارضه بیشتر در وریدهای پاهای افرادیکه شغل ایستاده دارند از حاصل میشود.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:سیاهر گ های واریسی
ویکی واژه
تورم رگها بویژه در پا.
جمله سازی با واریس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگرچه در ره هستی هزار دشواریست چو پر کاه پریدن ز جا سبکساریست
💡 که این داستان جمله جشن است و سور زاندوه و از سوگواریست دور
💡 بلند شاخهٔ این بوستان روح افزای اگر ز میوه تهی شد، ز پست دیواریست
💡 سماع و ناله من نی ز خون دل جویند که ارغنون جگر خواریست زیر و بمش
💡 عشق آن شاهسواریست که بیتحریکش کی درین عرصه به جولان فرسی میآید
💡 نشستن طولانیمدت پشت میز کار بدون حرکت، یکی از عوامل اصلی بروز مشکل واریس در ساق پا برای بسیاری از کارمندان اداری محسوب میشود.
💡 پزشک متخصص پس از معاینه دقیق، تشخیص داد که بیمار دچار واریس شدید است و برای درمان به او ورزش و رژیم غذایی توصیه کرد.
💡 استفاده از جورابهای طبی میتواند به کاهش فشار خون در رگها کمک کند و از پیشرفت بیماری واریس در مراحل اولیه جلوگیری نماید.