غبی. [ غ َ بی ی ] ( ع ص ) گول. کم فهم. ( منتهی الارب ). کندذهن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). جاهل. نادان. ( اقرب الموارد ). نازیرک. کودن. ( فرهنگ نظام ) ( اقرب الموارد ). غبی به معنی جاهل، گویند از شجره غبیاء است. ( اقرب الموارد ). رجوع به غبیاء شود. چُلمن. په په. پخمه. ج، اغبیاء. ( اقرب الموارد ):
خویشتن را بر علی و بر نبی
بسته است اندر زمانه هر غبی.مولوی.جز مگر محجوب کاو را علتی است
از نبی اش تا غبی تمییز نیست.مولوی.میکشیدش تا به داود نبی
که بیا ای ظالم گیج غبی.مولوی.آن یکی در عهد داود نبی
نزد هر دانا و پیش هر غبی.مولوی.
غبی. [ غ ُ بی ی ] ( ع اِمص ) به معنی غَبْوَة. ( منتهی الارب ). رجوع به غَبْوَة شود. غفلت. ( اقرب الموارد ).
(غَ یّ یا یْ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - کندذهن، گول. ۲ - نادان.
نادان و کندذهن، کم هوش، کودن.
نادان وکندذهن، کم هوش، کودن
( صفت ) ۱ - کند ذهن گول کم فهم. ۲ - جاهل نادان.
بمعنی غبوه
کندذهن، گول.
نادان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کوی خرابات جمالش نظر افگند شور و شغبی از در خمار برآمد
💡 فر تبریز است از فر و جمال آن رخی کان غبین و حسرت صد آزر و مانی است آن
💡 آکناغبیور (به ارمنی: Ակնաղբյուր) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آرتساخ است که در استان آسکران واقع شدهاست. آکناغبیور ۵۷۸ نفر جمعیت دارد.
💡 الغبیر یک منطقهٔ مسکونی در سودان است که در کردفان شمالی واقع شدهاست.
💡 از آن گوی سعادت در خم چوگان من رقصد که در مد نظر دایم ترنج غبغبی دارم
💡 آکناغبیور ۵۵۱ نفر جمعیت دارد و در ارتفاع ۶۵۰ متر بالاتر از سطح دریا قرار گرفته است.