شیفتگی

لغت نامه دهخدا

شیفتگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) برهم زدگی و آشفتگی. ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). سدم. غرام. ( منتهی الارب ):
چون شیفتگی و مستیم هست
در شیفته دل مجوی ودر مست.نظامی.بر شیفتگی دهند و زنجیر
باشد سخن دراز دلگیر.نظامی.زین شیفتگی بیا بیارام
کاَّشفته تو را دریغ شد نام.نظامی.|| تحیر و حیرانی. ( ناظم الاطباء ). حیرانی. ( آنندراج ) ( برهان ) ( غیاث ). || حرص و آز. ( ناظم الاطباء ).ولع. ( یادداشت مؤلف ). || بیهوشی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ) ( غیاث ): امیر محمود دزدیده می نگریست و شیفتگی و بیهوشی برادرش می دید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 253 ). || شیدایی.وله. مهر. عشق. عاشقی. افتتان. دلباختگی. دلدادگی. هیام. ( یادداشت مؤلف ). وجد. ( منتهی الارب ). || شعف. شغف. ( یادداشت مؤلف ). || جنون.دیوانگی. سودا. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(تَ یا تِ ) (حامص. ) ۱ - دلباختگی، عاشقی. ۲ - آشفتگی.

فرهنگ عمید

عاشقی، دلباختگی.

فرهنگ فارسی

۱ - عاشقی دلباختگی. ۲ - آشفتگی. ۳ - حیرانی.

ویکی واژه

دلباختگی، عاشقی.
آشفتگی.

جمله سازی با شیفتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرهنگ «مدرک شیفتگی» باعث شده که شاهد تبدیل دانشگاه‌ها (اعم از دولتی و آزاد) به «کارخانه‌های ۳شیفته تولید مدرک دانشگاهی» باشیم. نتیجه اینکه ظرف چند سال تعداد مهندسان ایران از آلمان هم بیشتر شد، در حالی که ارزش تولیدات صنعتی ایران حداکثر یک دهم آلمان است.

💡 چرا به شیفتگی سرزنش کنند مرا که دل نماند و جگر خون ببود و یار برفت

💡 نکنم شیفتگی پس چه کنم معذورم نشنوم پند که در بند همه جای توام

💡 جگرم خون شد و باطن به کسی ننمودم ظاهرش آن که ز سر شیفتگی بنهادم

💡 چرا به شیفتگی کردنم معاف ندارند که آشنا شده ی مردمان رند لعینم

💡 پدرم گفت که «هان! تا به کی از شیفتگی؟» گفتم «ای بابا! ما مستِ ابِد زآغازیم»

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز