سموت
لغت نامه دهخدا
سموت. [ س َ ] ( اِ ) فتراک را گویند و آن دوالی باشد باریک که در زین اسب آویزند و بترکی قنجوقه خوانند. ( برهان ). فتراک را گویند و آن دوالی است چرمین که از زین اسب آویزند و گاهی شکاری یا چیزی بر آن بندند. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(سَ ) (اِ. ) نک فتراک.
فرهنگ عمید
= سَمت
= فتراک
فرهنگ فارسی
فتراک را گویند و آن دوالی باشد باریک که در زین اسب آویزند و بترکی قنجوقه خوانند.
ویکی واژه
نک فتراک.
جمله سازی با سموت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شامل دستهٔ کولینرژیکها (از جمله پیلوکارپین)، دستهٔ پروستاگلندینها (از جمله لاتانوپروست) و دستهٔ داروهای اُسموتیک (گلیسیرین و مانیتول) هستند.
💡 اندازه پل هاروارد که نام اسموت بر روی آن حک شدهاست، ۳۶۴٫۴ اسموت است.
💡 همایند کانیشناسی (پارانژ) آن ویتیکنیت - بیسموتینیت و کانیهایدیگر بیسموت- بیسموتینیت- کالکوپیریت- کوارتز است
💡 طالب مقصود را یک سمت باید مستوی مرد را سرگشته دارد اختلافات سموت
💡 سوپراکسید دیسموتاز یک آنزیم آنتیاکسیدانی مؤثر است که آنیونهای سوپراکسید را به آب و پراکسید هیدروژن تبدیل میکند. تحقیقات اخیر نشان داده اثرات درمانی قابل توجهی بر روی مدلهای پیش بالینی آسیب ناشی از خونرسانی مجدد پس از سکته ایسکمیک دارد.
💡 هماکنون اسموت استاد دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است و به عنوان محقق در آزمایشگاه ملی لارنس برکلی نیز فعالیت میکند. وی از سال ۲۰۱۰ در دانشگاه دیدرو پاریس یا پاریس ۷ به آموزش میپردازد.