سرپا

سرپا

مترادف‌ها

ایستاده، مستقیم

متضادها

نشسته، خوابیده

فرهنگ عمید

کسی یا چیزی که روی پای خود قرارگرفته باشد، برپا، ایستاده.

فرهنگ فارسی

ایستاده بر پا منتصب.

دانشنامه عمومی

سرپا (شهر). سرپا ( به انگلیسی: Serpa ) یکی از شهرهای کشور پرتغال است که مساحت آن ۱۱۰۴٫۰ km² و جمعیت آن ۱۶٬۱۷۸ است.

جمله سازی با سرپا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سرپا برهنگی است، لباسی، همیشه نو دستار و کفش چرک ربا را چه میکنی؟!

💡 یا چون دو غلام حبشی ‌کز پی ‌کشتی سرپاچه بمالند و برند از دو سو آهنگ

💡 گرچه شده سوده مرا پای به راه طلبت کردم از تارک سرپای و ز پا ننشستم

💡 تا نکنی ترک سرپای در این ره منه خود ره عشق است این هر قدمی صد بلا

💡 میان ببندد رمح تو وهم از سرپای بطیر و وحش رساند نوالۀ سرِ خوان