لغت نامه دهخدا
پینسک. ( اِخ ) قصبه ای است در ایالت ملنیسک از روسیه در 240 هزارگزی جنوب غربی مینسک کنار رود پینا. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پینسک. ( اِخ ) قصبه ای است در ایالت ملنیسک از روسیه در 240 هزارگزی جنوب غربی مینسک کنار رود پینا. ( قاموس الاعلام ترکی ).
پینسک ( به لاتین: Pieńsk ) یک شهر در لهستان است که در استان سیلزی سفلی واقع شده است.
پینسک ۹٫۹۲ کیلومترمربع مساحت و ۶٬۰۳۶ نفر جمعیت دارد.
پینسک (بلاروس). پینسک ( به لاتین: Pinsk ) یک شهر در بلاروس است. پینسک ۵۱٫۴۸ کیلومتر مربع مساحت دارد ۱۴۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
شهرهای آلتنا و تاگانروگ خواهرخوانده های پینسک ( بلاروس ) هستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روحالله پینسکی (از یاران مشدی) تعریف میکرد یاران با دوربین کتیراگیر را میپائیدند و متوجه خیانت او شدند و زمانی که او را یافتند تفنگ را به سوی او نشانه گرفتند. مشدی مانع از کشته شدن کتیراگیر شد و به یاران خود گفت دست نگه دارید او از ترس جان ناچار شد و بیتقصیر است. در ثانی اگر او را بکشیم مأموران کس دیگری را پیدا میکنند و آدم برای آنها کم نیست.
💡 همچنین «شاخص نفوذ» برای ارزیابی مجلهها یکی از مهمترین دستاوردهای نارین و همکارش گابریل پینسکی بود (نوروزی چاکلی، ۱۳۹۰، ۱۴۲–۱۴۵).