دشمنی

دشمنی به معنای عداوت و خصومت است و در مباحث مربوط به طهارت، نماز، جهاد، حج، تجارت، قضا و شهادت به آن پرداخته شده است. این واژه به معنای مخالفت، بدخواهی و کینه‌توزی نسبت به فرد یا چیزی است که در گفتار یا رفتار خصمانه و آزاردهنده دشمن نمایان می‌شود. در فقه، این مفهوم در زمینه‌های مختلفی مانند طهارت، نماز، حج، جهاد، تجارت، قضا و شهادت مورد بررسی قرار گرفته است. در خصوص احکام مرتبط با دشمنی، یکی از مواردی که اجازه نبش قبر و انتقال میت به مکان دیگر را توجیه می‌کند، نگرانی از نبش قبر توسط دشمن است. دشمن به فرد یا گروهی اطلاق می‌شود که به‌طور قهری مخالف یا تهدیدکننده به شمار می‌آید. این مفهوم به عنوان یک عنصر اساسی برای افراد و جوامع در نظر گرفته شده است. اصطلاح دشمن نقش اجتماعی شناسایی یک موجود خاص به عنوان تهدید را ایفا می‌کند و در نتیجه واکنش‌های احساسی قوی را نسبت به آن موجودیت برمی‌انگیزد. خصومت به معنای خشم نهفته و حل‌نشده‌ای است که ممکن است برای مدت طولانی در ذهن و دل فرد باقی بماند. این حالت به شکل بروز دشمنی و مقابله با دیگران در عمل، احساس یا نگرش خود را نشان می‌دهد. همچنین دشمنی مقابل دوستی است و به معنای نداشتن توجه و محبت به طرف مقابل است. دوستی به معنای رابطه‌ای است که در آن محبت و احترام متقابل بین افراد برقرار می‌شود. از ویژگی‌های بارز یک دوست می‌توان به اعتمادپذیری و مهربانی او اشاره کرد. به عبارت دیگر، دوستی را می‌توان به عنوان علاقه به رشد و پیشرفت «دیگری» تعریف کرد. دوستی یک نوع رابطه مثبت، متقابل و اجتماعی است که نه به صورت رسمی و نه به صورت ذاتی شکل می‌گیرد و قابل یادگیری و اکتساب است. این رابطه فراتر از بخشندگی است و نیازمند حضور و ارتباط نزدیک، از جمله تماس چشمی، گفت‌وگو و در نهایت تجربه تماس فیزیکی مانند دست دادن، روبوسی و بغل کردن می‌باشد.

لغت نامه دهخدا

دشمنی. [ دُ م َ ] ( حامص مرکب ) مقابل دوستی. بغض و عداوت. ( آنندراج ). عداوت و خصومت. کراهت و نفرت. ( ناظم الاطباء ). اوثر. بغض. بغضاء. تبل.تعادی. تنازع. حساکة. حسک. حسکة. حسیکة. دبار. دعث.ذحل. سبر. شحناء. شحنة. شناءة. شنف. طائلة. عداوة. غلظة. غلیل. فرک. قلاء. قلی. کتیفة. کظاظ. کفاح. لزاز. محال. مدابرة. مغالظة. مکافحة. ملازة. نمی. وشیمة. وغر. هوع: ایشان را با همه قومی که از گرداگرد ایشانست جنگ است و دشمنی است. ( حدود العالم )

فرهنگ معین

( ~. )(حامص. )۱ - عداوت،خصومت. ۲ - کر اهت، نفرت.

فرهنگ فارسی

۱ - عداوت خصومت مقابل دوستی و محبت. ۲ - کراهت نفرت.

جملاتی از کلمه دشمنی

گر رسد دشمنی برای وطن جان و دل رایگان بیفشانیم
چو من دشمنی کرده باشم به گنج از او دید باید بسی درد و رنج
مرا نه امن و نه ناایمنی هست نه با کس دوستی نه دشمنی هست
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم