کئی
مترادفها
بسیار، زیاد، متعدد
ویکی واژه
شاهی، پادشاهی، کیی. سراپای کودک همی بنگرید/ همی تاج و تخت کئی را سزید. «فردوسی»
جمله سازی با کئی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عاشقم بر تو ز عاشق کشتنت دوست کئی تا دوست تر دارم منت
💡 الم یان اخوانی لکم ان ترحموا علیکم کئیبا فی دمی اللیل باکیا
💡 جز خط و عارض تو؛ نشنیدم و ندیدم تاریکئی که خیزد؛ از روشنائی ای جان
💡 منازل سلمی شوقتنی کابة و ما ضر سلمی ان یحن کئیبها
💡 به فرکئی نرم کرد آهنا چو خود و زره کرد و چون جوشنا