پرزدن

لغت نامه دهخدا

پر زدن. [ پ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پریدن، چنانکه مرغی.
- دل برای چیزی یا کسی پرزدن؛ سخت عظیم آرزومند او بودن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- بهم زدن بال پریدن. یا پر زدن دل برای چیزی یا کسی. آرزومند آن چیز یا کس بودن.۲- وجود داشتن موهای زاید و ناجور در نوک قلم مو. در قلم مو سازی پس از عمل دم هم کردن موها را با آب آزمایش میکنند تا اگر هنوز بعضی از تارهای موی زاید یا پرزی در میان دارد - و باصطلاح قلم مو ( پرمیزند )موهای زاید و ناجور را جدا کنند.

جمله سازی با پرزدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فضای پرزدن تنگ‌ست در جولانگه امکان شرار ما مگر در عالم دیگرکند بازی

💡 ما تحیرپیشگان را اضطراب دیگر است پرزدن در رنگ‌خون شد بسمل تصویر را

💡 خواب بیهوشی و کیفیت مستی ز سرش جسته از پرزدن مرغ سراسیمه بهوش

هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز