همسایگی. [ هََ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) همسایه بودن. جوار. مجاورت. ( یادداشتهای مؤلف ).
- همسایگی جستن؛ همسایه شدن با کسی:
مجویید همسایگی با بدان
مدارید افسوس نابخردان.اسدی.- همسایگی گرفتن؛ همسایه شدن. منزل گرفتن در جایی:
که از بینوایی و بیمایگی
گرفتم در این خانه همسایگی.نظامی.
همسایه بودن با هم، در جوار یکدیگر زندگانی کردن.
همسایه بودن هم جواری مجاورت: و سبب بیرونی مر گرمی را سه گونه بود: یکی همسایگی جسمی گرم تا سرد را گرم کند.
همسایگی (ریاضیات). در توپولوژی، یک همسایگی ( به انگلیسی: neighbourhood ) یکی از مفاهیم اساسی در فضاهای توپولوژیک است. همسایگی یک نقطه، یک مجموعه شامل آن نقطه است.
فرض می کنیم p یک نقطه از فضای متری X باشد. و V ⊂ X.
یک همسایگی نقطهٔ p با شعاع r، مجموعه ای است مثل ( Nr ( p شامل تمام نقاطی چون q که d ( p، q ) < r.
N r ( p ) = { q ∈ X | d ( p , q ) < r }
vicinanza
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استان باحه (به عربی: الباحة) استانی در عربستان سعودی است. الباحه در جنوب این کشور در همسایگی استان عسیر واقع شده است.
💡 استان کورینتس به عنوان بخشی از منطقه نیمه گرمسیری میانرودان، دارای دما و بارش زیاد با اختلاف دمای ناچیز (به ویژه در شمال) است. بخش جنوبی استان که در همسایگی پامپاس قرار دارد دارای هوای معتدل تری است.
💡 اندرین همسایگی دانم یکی مردی کهن روز و شب با جفت خود پرخاشجوی اندر سخن
💡 من بر آنم که ز همسایگیِ روس بزرگ بَرَد این مُلک در آینده حظوظ وافر
💡 سمنون محب حکایت کرد که: در همسایگی ما مردی کنیزکی را سخت دوست همی داشت قضا را زن بیمار شد و مرد بنشست تا چیزی بهر او پزد.