نکول

کلمه نکول به معنای امتناع یا عدم پذیرش است، به ویژه در زمینه‌ های مالی و حقوقی.

این واژه معمولاً به عدم انجام تعهدات یا قرارداد ها اشاره دارد، به‌ خصوص در مواردی که فردی از پرداخت بدهی یا انجام وظیفه‌ ای که به عهده‌ اش بوده، خودداری می‌کند.

در زبان فارسی، نکول به نوعی نشان‌ دهنده‌ی عدم وفای به عهد یا سرپیچی از مسئولیت‌ ها است.

لغت نامه دهخدا

نکول. [ ن َ ] ( ع اِ ) روغن یا آبی که در آن دواهائی بجوشانند و پس از سرد شدن بر عضو ریزند کم کم. ( از بحر الجواهر ) ( یادداشت مؤلف ).
نکول. [ ن ُ ] ( ع مص ) بازایستادن از سوگند. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). نکوص. ( متن اللغة ). امتناع کردن از سوگند. ( ناظم الاطباء ). || خودداری کردن از پاسخ دادن. ( فرهنگ فارسی معین ). || بازایستادن از دشمن. ( از تاج المصادر بیهقی ) ( اززوزنی ) ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). ترسیدن از خصم و سست و ناتوان شدن. ( از متن اللغة ). پس ماندن از دشمن و ترسیدن و ضعیف و سست شدن. ( از ناظم الاطباء ). سپسایگی برگردیدن از کسی یا چیزی و ترسیدن و سست و بددل شدن. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). نکوص و ترسیدن از چیزی. ( از اقرب الموارد ). از انجام دادن کاری ترسیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). روبرگردان شدن از دشمن یا چیزی. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِمص ) برگشتگی. اعراض. ( ناظم الاطباء ). روگردانی. ( فرهنگ فارسی معین ). || امتناع. واقول. وادنگ. مقابل قبول. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نکول کردن شود. || خودداری از پرداخت وجه حواله و برات و غیره. || خودداری از پاسخ. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ ) ج ِ نِکْل. رجوع به نِکْل شود.

فرهنگ معین

(نُ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - برگردیدن و روگرداندن از چیزی. ۲ - ترسیدن و روبرگرداندن از دشمن. ۳ - خودداری کردن از پرداخت وجه حواله، برات و مانند آن.

فرهنگ عمید

۱. (اقتصاد، بانکداری ) خودداری از پرداخت وجه برات یا حواله.
۲. [قدیمی] برگشتن و روگرداندن از چیزی.
۳. [قدیمی] خودداری از جواب دادن یا سوگند خوردن.
۴. [قدیمی] ترسیدن و رو بر گرداندن از دشمن.

فرهنگ فارسی

ترسیدن وروبرگرداندن ازدشمن برگردیدن وروگردان، خودداری ازجواب دادن یاسوگندخوردن، خودداری
۱ - ( مصدر ) رو برگردان شدن از دشمن یا چیزی. ۲ - خود داری کردن از پاسخ دادن یا سوگند خوردن. ۳ - خودداری کردن از پرداخت وجه حواله برات و مانند آن. ۴ - ( اسم ) رو گردانی. ۵ - خود داری از پاسخ.۶ - خوداری از پرداخت وجه حواله برات و غیره.
روغن یا آبی که در آن دوا هائی بجوشانند و پس از سرد شدن بر عضو ریزند.

ویکی واژه

برگردیدن و روگرداندن از چیزی.
ترسیدن و روبرگرداندن از دشمن.
خودداری کردن از پرداخت وجه حواله، برات و مانند آن.

جملاتی از کلمه نکول

در شان خویش و مرتبت خود بنزد حق گفت آنچه هیچکس نتواند نکول کرد
باز آن مرد دویم اول قبول کرد و در شب شد قبول او نکول
یک بیک زین دو چون نکول کند هر دو باشد بر انفعالت نص
فَجَعَلْناها نَکالًا میگوید آن عقوبت و مسخ در آن شهر آن قوم را عبرتی کردیم و فضیحتی، تا هر که آن را شنود یا بیند بسته ماند از چنین کاری که عقوبتش اینست. نکل بند پای است، و نکول باز ایستادن است از رفتن در کاری یا سخنی، و باز نشستن از اقرار، إِنَّ لَدَیْنا أَنْکالًا وَ اللَّهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْکِیلًا از آن است.
گردون برات خوشدلی کس نخوانده است اینجا همیشه ردّ و نکول است سَفته را
روح او خود از نفوس و از عقول روح اصول خویش را کرده نکول
تا یکی یاری ز یاران رسول در دلش انکار آمد زان نکول
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم