عمیاء

لغت نامه دهخدا

عمیاء. [ ع َم ْ ] ( ع ص ) مؤنث أعمی ̍. کور. نابینا. ج، عُمی، عمیاوات. رجوع به اعمی شود.
- علی العمیاء؛ کورانه. کورکورانه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع. ] (ص. ) مؤنث اعمی، زن نابینا.

ویکی واژه

مؤنث اعمی؛ زن نابینا.

جمله سازی با عمیاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال ص لا تقوم السّاعة حتّی تأتی فتنة عمیاء مظلمة، المضطجع فیها خیر من الجالس، و الجالس فیها خیر من القائم، و القائم فیها خیر من الماشی، و الماشی فیها خیر من الساعی.

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز