علان. [ ع ِ ] ( ع مص ) با هم آشکاراو هویدا نمودن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). معالنة. ( منتهی الارب ). || اظهار ساختن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). اظهار کردن. ( ناظم الاطباء ).
علان. [ ع ِ ] ( اِخ ) قلعه ای است نزدیک صنعاء یمن. ( از معجم البلدان ) ( منتهی الارب ).
علان. [ ع َل ْ لا ] ( ع ص ) مرد نادان. ( ناظم الاطباء ) ( ذیل اقرب الموارد ).
علان. [ ع َل ْ لا] ( اِ ) نخل بندی که از موم نخلها سازد. ( حاشیه دیوان خاقانی چ عبدالرسولی، از شرح خاقانی ):
بلی نخل خرمای مریم بخندد
بر آن نخل مومین که علان نماید.خاقانی.
علان. [ ع ِل ْ لا ] ( اِخ ) نام مردی درستکار و صناع. ( غیاث اللغات ). رجوع به ماده قبل شود.
(عَ لّ ) [ ع. ] (ص. ) نادان، احمق.
وراق شعوبی دانشمند راویه و عارف به انساب و مثالب و منافرات و معاصر رشید و مامون ( قر. ۲ و ۳ ه. ). وی از خواص برامکه بود و در بیت الحکمه برای رشید و مامون و برمکیان استنساخ میکرد. اوراست کتاب المیدان در مثالب عرب و هتک آنان کتاب الحلیه کتاب منافره.
( صفت ) نادان احمق.
نام مردی درستکار و صناع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: مراعات مراقبت آرد و مراقبت اخلاص سرو علانیه.
💡 نخورم بر غم تو باده جز بعلانیه تو به سر من چو نمیرسی، علنم ببین
💡 در ۶ آوریل ۱۹۱۷ کنگره ایالات متحده به امپراتوری آلمان اعلان جنگ داد؛ در ۲ آوریل، رئیسجمهور، وودرو ویلسون یک نشست مشترک ویژه از کنگره برای این بیانیه درخواست کرد.
💡 انا الماء اعلانی بشمس نواله فماة الزبی تعلوا ذالشمس تطلع
💡 اعلان جنگ فرمانیست رسمی که توسط دولت یا رئیس کشور یک کشور تصویب میگردد و به معنای آغاز شرایط جنگی مابین کشور فوق با کشور یا کشورهای دیگر است.