علامتی
مترادفها
علامت، نشانه، نشان، مشخصه
فرهنگستان زبان و ادب
{symptomatic} [پزشکی] ویژگی آنچه به علامت یا علائم بیماری مربوط می شود
دانشنامه آزاد فارسی
علامتی (palliative)
در پزشکی، هر درمانی که به جای رفع علت زمینه ای، فقط علایم بیماری را برطرف کند. در بیماری هایی که خودبه خود برطرف می شوند، مثل سرماخوردگی، یا در بیماری های لاعلاج، همۀ درمان ها علامتی اند.
جمله سازی با علامتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از افراد مبتلا به سلیاک هیچ علامتی ندارند، زیرا قسمت سالم روده قادر به جذب مواد مغذی کافی برای پیشگیری از بروز علائم است. برخی از بالغین مبتلا تنها خستگی و کم خونی دارند.
💡 با بکار بستن علایمی که شکل واژههای آن جناس لفظی با واژههای بیانگر معانی آنها دارد، خط به مرحلهٔ هجایی کشانیده شد. در این مرحله، هر هجا با علامتی ویژه همراه است.
💡 سنگهای به کار رفته از جنس سنگ آهک معروف به گندمک میباشد. بر روی این سنگها علامتی است که منحصر به افراد سنگتراش سازندهٔ آن قطعات میباشد و به منزلهٔ مهر سنگتراش است.
💡 علامتی که هماکنون میشنوید اعلام خطر یا وضعیت قرمز است و معنی و مفهوم آن این است که حمله هوایی انجام خواهد شد. محل کار خود را ترک و به پناهگاه بروید.
💡 حتی وجود یکی از علایم بالا میتواند نشانگر اختلالات یادگیری باشد. از همین رو، اگر علامتی را مشاهده کردید، در اولین فرصت به متخصص رجوع کنید.
💡 تغییر ناگهانی در رفتار و واکنشهای اجتماعی مردم، میتواند علامتی آشکار برای بروز یک بحران اقتصادی یا سیاسی در آیندهای نزدیک باشد.
💡 پزشک پس از معاینه دقیق بیمار، اعلام کرد که وجود این لکهها، علامتی برای شروع یک بیماری ویروسی بسیار خاص است.
💡 بالا رفتن ناگهانی دمای آب دریا، علامتی است که دانشمندان محیط زیست را نسبت به تغییرات اقلیمی شدید نگران میکند.