عتاق

لغت نامه دهخدا

عتاق. [ ع َ ] ( ع مص ) آزاد گردیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
عتاق. [ ع ِ ] ( ع ص، اِ ) عتاق الطیر؛ مرغان شکاری. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). عتاق الخیل؛ اسبان برگزیده و گرامی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
عتاق. [ ع ُ ] ( ع ص، اِ ) شراب نیک کهنه. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(عَ ) [ ع. ] (مص ل. ) آزاد شدن بنده و زرخرید از قید بندگی.

فرهنگ عمید

آزاد شدن بنده، خارج شدن بندۀ زرخرید از قید بندگی.
شراب کهنۀ خوب.

فرهنگ فارسی

آزادشدن بنده، خارج شدن بنده زرخریدازقیدبندگی
شراب نیک کهنه

دانشنامه عمومی

عتاق ( به عربی: عتاق ) یکی از شهرهای استان شبوه و مرکز این استان در کشور یمن است که در سرشماری سال ۲۰۰۵ میلادی، ۱۹٫۶۸۱ نفر جمعیت داشته است.

ویکی واژه

آزاد شدن بنده و زرخرید از قید بندگی.

جمله سازی با عتاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال ابن مسعود: سورة بنی اسرائیل و الکهف و مریم و طه و الانبیاء من العتاق الاول و هن من تلادی.

💡 و روی انه قال: «خمس جدّهنّ جدّ و هزلهنّ جدّ: الطلاق و العتاق و النکاح و الرجعة و النذر.»

💡 همیشه تا که بود زنده را امید حیات همیشه تا که بود بنده را امید عتاق

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز