طیش. [ طَ ] ( ع اِمص ) سبکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). سبک سری.سبک مغزی. سبکساری. خفت عقل. سبک طبعی. ( زمخشری ): و چون امیر محمود بشرب و عیش و اتلاف و طیش چنانکه شیوه میراثیان باشد. ( جهانگشای جوینی ). || تندمزاجی. خشم و غضب. || اضطراب. || شتابزدگی. || مجازاً بمعنی غصه و بیدماغی. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): و گردش زمان عیش ربیع او را به طیش خریف مبدل نکند. ( گلستان ). || ( مص ) سبک گردیدن. ( منتهی الارب )( غیاث اللغات ). سبکسار گردیدن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). || رفتن عقل. || خطا کردن تیر از نشانه. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ). بگشتن تیراز نشانه. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). کله کردن تیر، یعنی جواز تیر از هدف. || غضب کردن.
(طِ یْ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) سبک شدن. ۲ - (اِمص. ) بی عقلی، سبکسری. ۳ - خشم، غضب. ۴ - رنج. ۵ - اضطراب.
۱. سبک شدن.
۲. بی عقل شدن.
۳. سبکی و خفت عقل، سبک سری.
۴. خشم، غضب.
۱ - ( مصدر ) سبک شدن خفت عقل یافتن. ۲ - ( اسم ) سبکی سبکسری خفت عقل ۳ - تند مزاجی خشم غضب. ۴ - بی دماغی تعب. ۵ - اضطراب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود دلت گرم عیش روزه برانگیخت جیش گرم در آمد به طیش عیش ترا سرد کرد
💡 ای دل نادیده عیش، چند بری بار طیش فصل بهار است هین، نوبت غم نیست، هان
💡 ای دل نادیده عیش، چند بری بار طیش فصل بهار است هین، موسم غم نیست، هان
💡 نوبهارست و روز عیش امروز بهل این اضطراب و طیش امروز
💡 مغزها غرق جنون و عقلها محو طنون عیشها وقف منون و طیشها خصم وقار
💡 حکمش روان به جمله سلاطین روزگار بی جیش و طیش ملک جهان را مسخر است