لغت نامه دهخدا
صاغ. ( ترکی، ص ) خوب. ( النقود العربیه ص 179 ).
صاغ. ( ترکی، اِ ) ( قروش... ) قروش صحیح است مساوی با چهل باره. و کلمه ای ترکی است. ( النقود العربیه ص 179 ).
صاغ. ( ترکی، ص ) خوب. ( النقود العربیه ص 179 ).
صاغ. ( ترکی، اِ ) ( قروش... ) قروش صحیح است مساوی با چهل باره. و کلمه ای ترکی است. ( النقود العربیه ص 179 ).
(ص. ) خوب، سالم.
( صفت ) خوب سالم.
قروش صحیح است مساوی با چهل باره
خوب، سالم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ هُمْ صاغِرُونَ ذلیلون مقهورون. و قیل: یؤخذ بلحیته ثمّ یقبض منه. و قیل: یصفع ثمّ یؤخذ منه.
💡 فَغُلِبُوا هُنالِکَ ای: عند ذلک. وَ انْقَلَبُوا صاغِرِینَ ای: رجعوا الی منازلهم بالذّلّ قد فضحهم اللَّه و ادحض حجتهم. صاغر و داخر نامی است بنزدیک عرب کم آمده را از کسی دیگر.
💡 «بعزّتی صغّرتک! فإذا قلت بسم اللَّه تصاغر حتّی یصیر مثل الذّباب.»
💡 فَغُلِبُوا هُنالِکَ ایشان را باز شکستند آنجا وَ انْقَلَبُوا و باز گشتند صاغِرِینَ (۱۱۹) خوار مانده و کم آمده.