شیفت
مترادفها
نوبت، دوره کاری
فرهنگ معین
[ انگ. ] (اِ. ) نوبت های زمانی معین برای کار در طول شبانه روز، نوبت. (فره ).
ویکی واژه
نوبتهای زمانی معین برای کار در طول شبانه روز، نوبت. (فره)
جمله سازی با شیفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای روزگار شیفته چندین جفا مکن آهستهتر که چرخ جفا را نه محورم
💡 شیفته زار توام، عاشق رخسار توام گشته و بیمار توام، بدل گرفتار توام
💡 تو پری چهره اگر دست به آیینه بری آنچنان شیفته گردی که گریبان بدری
💡 بس نقش نو از پرده برون آمد و بس رفت دل شیفته ی اوست که در پرده مقیمست
💡 آن روز که من شیفتهتر باشم برتو عذری بنهی بر خود و نازی بفزایی
💡 کارگران این کارخانه بزرگ معمولاً در سه شیفت مختلف فعالیت میکنند تا ماشینآلات و خط تولید در تمام ساعات شبانهروز بدون هیچگونه توقفی در حال کار باشند.
💡 پرستاران بیمارستان به دلیل ماهیت حساس شغل خود، باید با دقت بسیار زیادی شیفتهای شب را بگذرانند و همیشه آماده مواجهه با شرایط اضطراری باشند.
💡 مدیریت تصمیم گرفته است که شیفتهای کاری را به گونهای بازنگری کند که خستگی کارکنان کاهش یافته و بازدهی و کیفیت خدمات ارائهشده در سازمان افزایش یابد.