شکنندگی
مترادفها
شکستپذیری
متضادها
استحکام، سختی
لغت نامه دهخدا
شکنندگی. [ ش ِ ک َ ن َن ْ دَ /دِ ] ( حامص ) تردی. قابلیت شکسته شدن داشتن. ( یادداشت مؤلف ). || قابلیت شکستن و خرد کردن داشتن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شکستن و شکننده شود.
فرهنگ فارسی
قابلیت شکسته شدن تردی.
فرهنگستان زبان و ادب
{brittleness} [علوم و فنّاوری غذا] خاصیت مادۀ غذایی ای که براثر فشار به آسانی می شکند
جمله سازی با شکنندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرمتها که ترکیب خاصی از سرامیکها و فلزات هستند، برای کاهش تردی و شکنندگی سرامیکها و بهبود آنها ابداع شدهاند.
💡 از آن جایی که شکنندگی هیدروژنی اغلب در عملیات شستشوی شیمیایی (با اسیدها) اتفاق میافتد (با ایجاد هیدروژن)، لذا با استفاده دقیق از مواد شیمیایی کندکننده میتوان خوردگی فلز اصلی و در نتیجه تولید هیدروژن را کنترل نمود.
💡 در روش اسپینینگ از نظر دمای فرایند، نوع دیگری از طبقهبندی نیز وجود دارد، که با عناوین داغ و سرد شناخته میشوند. اغلب عملیات اسپینینگ بدون حرارت دهی به قطعه کار انجام میشود. البته این همیشگی نبوده در برخی موارد (در ضخامتهای زیاد) به منظور کاهش شکنندگی و تردی، قطعه کار گرم میشود.