شک کردن

لغت نامه دهخدا

شک کردن. [ ش َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به شک افتادن. تردید کردن. خلاف یقین کردن. ارتیاب. مراء. ممارات. مریه. امتراء. بیقره. ( از یادداشت مؤلف ):
هیچ شک می نکنم کآهوی مشکین تتار
شرم دارد ز تو مشکین خط آهوگردن.سعدی.هر جای که بگذری بدان خوبی
کس شک نکند که سرو بستانی.سعدی.

فرهنگ فارسی

به شک افتادن تردید کردن.

ویکی واژه

sospettare
dubitare

جمله سازی با شک کردن

💡 در قسمت ۴ از فصل ۱۱ به نام اسنوک که اقتباسی از سریال ۲۴ است، اریک کارتمن دلیل نجات آمریکا از اشغال را شک کردن به مسلمانان بیان می‌کند.

💡 خون خود را مشک کردن کار هر بیدرد نیست نافه را گردید ازین اندیشه موی سر سفید

💡 یک مکان مورد علاقه برای خشک کردن فاق درخت در حدود ۹–۱۳ متر بالاتر از سطح زمین است. سنجاب‌ها همچنین ممکن است در اتاق زیرشیروانی یا دیوارهای بیرونی ساختمان‌ها لانه کنند، جایی که خشک شدن ممکن است به عنوان یک خطر آتش‌سوزی در نظر گرفته شود، زیرا برخی از سنجاب‌ها عادت دارند که کابل‌های برق را بجوند. در زمان‌های دیگر، سنجاب‌ها ممکن است در یک لانه درخت دائمی توخالی در یک تنه یا شاخه بزرگ زندگی کنند.

💡 برای درمان ادرار سوختگی موثرترین راه که البته کاربردی‌ترین نیست این است که مدتی پوشک را باز کنیم تا نواحی زخمی هوا بخورد. پیش از پوشک کردن دوباره باید پوست را خشک کرد تا رطوبت اضافه به رطوبت عرق یا ادرار یا مدفوع اضافه نشود. استفاده از روغن برای جلوگیری از تماس رطوبت با پوست، بسیار توصیه می‌شود برای مثال کرم‌هایی که دارای اکسید روی باشند بسیار مفیدند.

ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز