شارح
مترادفها
مفسر، توضیحدهنده، تبیینکننده
لغت نامه دهخدا
شارح. [ رِ ] ( ع ص ) روشن کننده. ( دهار ). بیان کننده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). مبین. مفسر. آنکه شرح کند. مقابل ماتن. ج، شارحین، شُرّاح. || نگاهبان زراعت از پرندگان. ( منتهی الارب ). حافظ. ( اقرب الموارد ). و آن در کلام مردم یمن نگاهبان کشت بود از مرغان و غیر آن. ( از تاج العروس ):
و ما شاکر الا عصافیر قریة
یقوم الیها شارح فیطیرها.( از اقرب الموارد ).|| القول الشارح در نزد منطقیان آن است که معنی اسم را در لغت یا ذات مسمی را در حقیقت بیان کند. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(رِ ) [ ع. ] (اِفا. ) شرح کننده، مفسر.
فرهنگ عمید
آن که کتابی یا مطلبی را شرح دهد و مشکلات آن را روشن سازد، بیان کننده، تفسیرکننده.
فرهنگ فارسی
بیان کننده، تفسیرکننده، شرح کتاب یامطلبی
( اسم ) آنکه کتابی یا مطلبی را شرح کند و مشکلات آنرا تفسیر نماید بیان کننده. جمع: شراح. یا قول شارح. آن است که معنی اسم را در لغت یا ذات مسمی را در حقیقت بیان کند.
ویکی واژه
شرح دهنده، معنی کننده، آنکه مشکلات یک مطلب، کتاب و مانند آن را بیان میکند.
جمله سازی با شارح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کلکم از تازگی مدح تو درباره خویش شارح «انبته الله نباتا حسن »ست
💡 بر سه پایه منبر انگشت کلکت زان نشست کز عبارت شارح احکام شارع می شود
💡 آندرونیکوس رودسی دهمین خلیفهٴ ارسطو در ریاست لوکئوم و نخستین محرر و شارح آثار او بود که در حدود ۷۰ ق م در آتن برآمد.
💡 اَبَهرگ از موبدان و مفسرین و شارحین زند و اوستا در دورهٔ ساسانیان بود.
💡 هله ای شارح دلها تو بگو شرح غزل من اگر شرح کنم نیز برنجد دل میر
💡 برخی از مسلمانان دیگر از جله غوث علیشاه شارح تنتره، مبنایی در بررسی جدی آئین هندو ارائه دادهاند که همراه با توضیحات درباره متافیزیک و اسطورهشناسی هندوان است.
💡 آن دانشمند بزرگ به عنوان یکی از برجستهترین شارح متون فلسفی در دوران معاصر شناخته میشود که آثار گذشتگان را با دقت بازخوانی میکرد.
💡 نویسنده در این کتاب نقش یک شارح دقیق را ایفا کرده است تا مفاهیم پیچیده و دشوار متن اصلی را برای خوانندگان عام به سادگی توضیح دهد.
💡 برای درک عمیقتر احادیث و متون قدیمی، نیاز به مطالعه آثار هر شارح برجستهای است که توانسته است لایههای پنهان معنا را استخراج کند.