سر شدن

لغت نامه دهخدا

سر شدن. [ س َ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) شروع نمودن در کاری. ( مجموعه مترادفات ص 226 ). کنایه از شروع شدن. ( آنندراج ):
از این شوخ سرافکن سر بتابید
که چون سر شد سر دیگر نیابید.نظامی ( خسرو و شیرین ص 113 ). || به انتها رسیدن. تمام شدن:
عشق تو بجان خویش دارم
تا عمر بسر شود بدردم.خاقانی.|| سر شدن قلم؛ تراشیدن آن. || سر شدن مهم؛ کنایه از سامان یافتن کار. ( آنندراج ).
سر شدن. [ س ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بی حس شدن، چنانکه اندامی از شدت سرما یا پای و مانند آن از نشستن بسیار و ندویدن خون در آن. بی حس گردیدن عضوی از عدم جریان خون در آن و جز آن، چنانکه با مدتی زیر سایر اعضاء فشرده شدن آن یا سرمای سخت دیدن آن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(سَ. شُ دَ ) (مص ل. ) ۱ - برتری یافتن. ۲ - تمام شدن، پایان یافتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بالاتر شدن تفوق یافتن: از همه سر شده. ۲ - مردن درگذشتن.
شروع نمودن در کاری. یا بانتها رسیدن. تمام شدن. یا سرشدن مهم. کنایه از سامان یافتن کار.

ویکی واژه

برتری یافتن.
تمام شدن، پایان یافتن.

جمله سازی با سر شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۹۲۶ ارنست همینگوی با پائولین ماریا فایفر ثروتمند دیدار کرد و این آشنایی ازدواج اول او را به جدایی کشاند. ارنست و پائولین در سال ۱۹۲۷ با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب دو پسر شدند. پاتریک در سال ۱۹۲۸ و گرگوری در سال ۱۹۳۱ به دنیا آمد. او در همان دوران زندگی‌اش با پائولین خانه‌ای در شهر کی وست فلوریدا خرید.

💡 چو خاک پای تو گشتند سر شدند سران سری چگونه کند سر که خاکپای تو نیست

💡 کردند جای درخم چوگان زلف یار چون گوی آن گروه که بی پا و سر شدند

💡 زندگانی بر مراد اهل عالم مشکل است دردسر بسیار دارد صاحب افسر شدن

💡 ازدواج می‌کند. شهرام سامانی، مهندس برق و تحصیل‌کرده انگلستان، کارمند وزارت نیرو بود. آنها صاحب یک پسر شدند.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز