سالاری

سالاری به معنای نسل، خاندان یا اصل و نسب افرادی است که هم‌سال هستند. این واژه همچنین به عنوان یک نام به رهبر یا فرمانده اشاره دارد و به نوعی ارتباطی با رهبری و هدایت دارد. در واقع، مفهوم سالاری از ارتباطات خانوادگی و نزدیک میان افراد هم‌سن و سال نشأت می‌گیرد و می‌تواند نمادی از اتحاد و همبستگی باشد. این واژه در فرهنگ ما نشان‌دهنده اهمیت رهبری و پیشوایی در گروه‌های اجتماعی و خانوادگی است. با توجه به این معانی، سالاری می‌تواند نمایانگر نقش مهم افراد در جامعه و تأثیرگذاری آن‌ها بر یکدیگر باشد. در این راستا، می‌توان گفت که سالاری نه تنها به رهبری اشاره دارد، بلکه به ارتباطات عمیق و تأثیرات متقابل میان اعضای یک نسل نیز مربوط می‌شود.

مترادف‌ها

ریاست، سروری، فرمانروایی

متضادها

فرودستی، بندگی، محکومی

لغت نامه دهخدا

سالاری. ( اِخ ) دهی است از دهستان کدکن پائین رخ بخش کدکن، شهرستان تربت حیدریه در 37هزارگزی شمال باختری کدکن و سر راه اتومبیل رو کدکن بشهر کهنه واقع شده است هوای آن معتدل و دارای 428 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن پنبه، شغل اهالی زراعت، گله داری و کرباس بافی و راه آن مالرو و تابستان از شاه بخش میتوان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
سالاری. ( اِخ ) پنج فرسخ میانه جنوب و مشرق فهلیان است. ( فارسنامه ناصری گفتاردوم ص 304 ).

فرهنگ معین

(حامص. ) ۱ - مهتری، ریاست، پادشاهی. ۲ - پیری، سالخوردگی.

فرهنگ فارسی

پیری کهن سالی.

ویکی واژه

مهتری، ریاست، پادشاهی.
پیری، سالخوردگی.

جمله سازی با سالاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 منصب سالاری بازار داشت محفل بازاریان را بار داشت

💡 اندر بلای سخت پدید آید فضل و بزرگمردی و سالاری

💡 در ساختارهای قدیمی اجتماعی، مفهوم سالاری و قدرت در دست گروهی محدود از افراد مطلع و ثروتمند قرار داشت که تصمیمات کلیدی را می‌گرفتند.

💡 مدیریت یک سازمان بزرگ نیازمند نوعی سالاری هوشمندانه است که در آن رهبر بتواند با عدالت و درایت تیم خود را هدایت کند.

💡 برخی از تاریخ‌نگاران معتقدند که سالاری و حاکمیت در آن دوران بر پایه سنت‌های مذهبی و قوانین محلی بسیار سخت‌گیرانه بنا شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران