رایع

لغت نامه دهخدا

رایع. [ ی ِ ] ( ع ص ) رائع. اسم فاعل از ریشه «ریع». زیادشونده و برکت کننده. ج، ارواع، رُوَّع. || زیاده. ( از ناظم الاطباء ). فنایی است از فناهای مدینه. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از معجم البلدان ). || گوالنده و خوبروی. ( از ناظم الاطباء ). || ترسنده. ( از المنجد ). || مشغول کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از المنجد ). || بشگفت آورنده کسی را از حسن و جمال. ( ناظم الاطباء ). ج، رُوَّع، رائعون. ( از المنجد ). نیکو. ( منتهی الارب ). خوش آینده. ( فرهنگ نظام ): دستور رابع که فضل رایع و صیت شایع داشت پیش شاه رفت. ( سندبادنامه ص 171 ). با فتحی رایع و نجحی شایع و حولی مبین و نصری مستبین با دارالملک غزنه آمد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || اسب نیک. ( فرهنگ نظام ).
- فرس رایع؛ اسب نیکو. ( از منتهی الارب ). اسب نیکو و تیزگام. ( ناظم الاطباء ).
- کلام رایع؛ سخن لطیف و شگفت انگیز. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(یِ ) [ ع. رائع ] (اِفا. ) ۱ - رساننده، بالنده. ۲ - زیبا.

فرهنگ عمید

کسی یا چیزی که مردم را به واسطۀ زیبایی و خوبی خود به شگفتی می آورد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - بالنده نمو کننده. ۲ - رسا: نظم رایع. ۳ - شگفتی آور. ۴ - زیبا.
اسم فاعل از ریشه رائع زیاد شونده و برکت کننده.

جمله سازی با رایع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خسرو عادل، علاء دولت، آن کز عدل اوست هم خلایق را امان و هم شرایع را پناه

💡 - مسئول پروژه‌های پژوهشی دپارتمان کودکان دانشکده پزشکی پهلوی، عضو شورایعالی پژوهشی دانشگاه تهران

💡 چون طبایع سر فرازی چون شرایع دلفروز از لطافت جانفزایی وز سخاوت غمزدای

💡 فانزل فیک الله خیر ولایت و بینّها فی محکمات الشرایع

💡 از شرایع آنچه اندر حج اسلامست کرد نزد حق کرد او مقبول باشد لاجرم

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز