واژه «دار و گیر» در زبان فارسی یک ترکیب قدیمی است که در متون کهن بهکار رفته و معانی مختلفی بر اساس بافت جمله دارد. در لغتنامهها، این واژه در اصل به معنای گرفتن و در اختیار داشتن یا گرفتار کردن آمده و از ترکیب دو فعل «داشتن» و «گرفتن» ساخته شده است. یکی از کاربردهای مهم آن در متون ادبی، به معنای جنگ، پیکار و درگیری شدید میان دو گروه یا سپاه است. در این معنا، «دار و گیر» حالتی از آشوب، نبرد و برخورد نظامی را نشان میدهد که در آن طرفین درگیر مبارزه هستند. در برخی متون نیز این واژه به معنای فرماندهی، ریاست و داشتن قدرت و شوکت به کار رفته است. همچنین گاهی «دار و گیر» به مفهوم جاه و جلال، کرّ و فرّ و نمایش قدرت و شکوه اجتماعی استعمال شده است. در معنای دیگر، این ترکیب میتواند به خودنمایی، تکبر و رفتار همراه با غرور نیز اشاره داشته باشد. در برخی منابع لغوی مانند لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین، علاوه بر معانی ادبی، معنای توقیف و مقید کردن افراد نیز برای آن ذکر شده است. در اشعار شاعران بزرگ مانند فردوسی، این واژه برای توصیف صحنههای نبرد و درگیریهای شدید نظامی به کار رفته است. در مجموع، «دار و گیر» واژهای چندمعنایی است که بیشتر در زبان ادبی و متون کهن برای بیان جنگ، قدرت، آشوب یا شکوه و هیبت استفاده میشود.
دار و گیر
لغت نامه دهخدا
دار و گیر. [ رُ ] ( ترکیب عطفی،اِ مرکب ) امر از داشتن و گرفتن. || جاه وجلال و شوکت. ( ناظم الاطباء ). کرّ و فرّ:
یکی حمله بردند بر سان شیر
بدان لشکر گشن با دار و گیر.فردوسی. || فرماندهی. ( ناظم الاطباء ). ریاست. ( غیاث ). || خودنمایی و تکبر. ( ناظم الاطباء ). || جنگ و پیکار و ستیز. ( غیاث ):
یکی بیژن گیو و دیگر هژیر
که در جنگ بودند با دار و گیر.فردوسی.
فرهنگ معین
(رُ ) (اِمر. ) ۱ - توقیف و مقید کردن اشخاص. ۲ - جنگ، جدال، هنگامه، معرکه.
جمله سازی با دار و گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگهبان دژ رزم دیده هجیر که با زور و دل بود و با دار و گیر
💡 از سهم تیر تو در وقت دار و گیر از بیم تیغ تو در روز گیرودار
💡 تیغ بی رحمی خط سبز از میان خواهد کشید روزگار دار و گیر زلف بس خواهد شدن
💡 ورچه در دار و گیرِ مشغله اند نقش دیوارهای مزبله اند