لغت نامه دهخدا
خروجی. [ خ ُ ] ( اِ ) قسمتی از بعض اطاقها که بیرون از حدود سایر قسمتهای بناست. ( یادداشت بخط مؤلف ). قسمتی بیرون جسته از بنائی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خروجی. [ خ ُ ] ( اِ ) قسمتی از بعض اطاقها که بیرون از حدود سایر قسمتهای بناست. ( یادداشت بخط مؤلف ). قسمتی بیرون جسته از بنائی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
قسمتی از بعض اطاقها که بیرون از حدود سایر قسمتهای بناست قسمتی بیرون جسته از بنائی.
{output device, output} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] بخشی سخت افزاری از سامانۀ رایانه که برای ارائۀ برونداد طراحی شود
[مهندسی محیط زیست و انرژی] ← جریان خروجی
[حمل ونقل درون شهری-جاده ای] ← راه خروجی
💡 بر نصرت شهیدان ای جان و دل خروجی در یاری اسیران ای عقل و دین خرامی
💡 به بیان دیگر، ابتدا فاصله نمونهها با میانه آنها را به دست میآوریم. سپس میانه قدر مطلق این فاصلهها را به عنوان خروجی آزمون اعلام میکنیم.
💡 توئی کرسی و دائم در خروجی که در عین همه ذات البروجی
💡 جنبشی اندر نبات هست و خروجی گر تو ز گل کمتری به مرتبه خاری
💡 خروجی نه بر وجهِ اندازه کرد در آن بقعه، کینِ کهن تازه کرد