ید

عنصری غیرفلزی و از خانواده هالوژن‌ها است، عدد اتمی ۵۳، و جرم اتمی نسبی ۱۲۴.۹۰۴۴ می‌باشد. نام این عنصر از واژه یونانی به معنای «بنفش» گرفته شده است، زیرا بلورهای آن در اثر حرارت، بخاری به رنگ بنفش تیره با بویی زننده و مشابه کلر متصاعد می‌کنند. در طبیعت به صورت آزاد یافت نمی‌شود، بلکه همواره به‌صورت ترکیبات شیمیایی، در منابع مختلف از جمله آب دریاها پراکنده است. این عنصر، به دلیل ماهیت شیمیایی خاص خود، در طیف وسیعی از واکنش‌ها و ترکیبات نقش‌آفرین است و کشف آن توسط شیمیدان فرانسوی، برنار کورتوا (۱۷۷۷ـ۱۸۳۸) در سال ۱۸۱۱ میلادی، گامی مهم در پیشرفت شیمی آن دوران محسوب می‌شد.
اهمیت حیاتی آن در زیست‌شناسی و سلامت انسان غیرقابل انکار است؛ این ماده معدنی یک ریزمغذی ضروری برای عملکرد بهینه غده تیروئید به شمار می‌رود. جزء ساختاری اصلی هورمون تیروکسین است که تنظیم‌کننده فرآیندهای متابولیکی بدن می‌باشد. کمبود آن در رژیم غذایی عامل اصلی ابتلا به گواتر است و سازمان بهداشت جهانی (WHO) کمبود آن را به‌عنوان مهم‌ترین عامل قابل پیشگیری در بروز ضایعات مغزی در سطح جهان معرفی کرده است. این موضوع اهمیت استفاده از نمک‌های غنی‌شده با این عنصر و تأمین کافی آن در برنامه غذایی روزانه را برجسته می‌سازد تا از اختلالات جسمی و شناختی ناشی از سوءتغذیه این عنصر جلوگیری شود.
علاوه بر نقش حیاتی در بیولوژی، در صنایع مختلف نیز کاربردهای گسترده‌ای دارد. این ماده در عکاسی به‌عنوان یک عامل شیمیایی، در حوزه پزشکی به‌عنوان یک ضدعفونی‌کننده موضعی قدرتمند، و همچنین در برخی فرآیندهای رنگ‌سازی مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از ایزوتوپ‌های پرتوزای این عنصر، یعنی ید-۱۳۱، که نیم‌عمر آن حدود هشت روز است، از محصولات جانبی شکافت اتمی در نیروگاه‌های هسته‌ای و انفجارهای هسته‌ای محسوب می‌شود. جذب انتخابی این ایزوتوپ توسط غده تیروئید در صورت بلع یا استنشاق، می‌تواند موجب آسیب‌های جدی به این غده شود و به همین دلیل، مدیریت پسماندهای هسته‌ای و نظارت بر مواجهه با این ایزوتوپ از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

لغت نامه دهخدا

ید. [ ی َ ] ( ع اِ ) دست یعنی از منکب تا انگشتان و یا کف دست و مؤنث آید و اصل آن یَدْی ٌ می باشد و یَدان تثنیه آن. ج، اَیدی، یدی [ ی ُ / ی َ / ی ِ دی ی ]. جج، اَیادی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). دست.( ترجمان القرآن جرجانی ص 108 ) ( غیاث ) ( دهار ). دست تاکتف یا کف دست تا سربند. ( از آنندراج ):
آن یکی رِجْل گفته آن یک ید
بیهده گفته ها ببرده ز حد.سنایی.جامه سودا بود جزای چنین تن
خامه سودا بود جزای چنان ید.امیرمعزی.ید ظلم جایی که گردد دراز
نبینی لب مردم از خنده باز.سعدی ( بوستان ).گلیمی از خانه یاری بدزدید و حاکم قطع یدش فرمود. ( گلستان ). هرکه از مال وقف بدزدد قطع یدش لازم نیاید. ( گلستان ).
- امثال:
در امثال گفته اند: یداک اوکتا وفوک نفخ. ( از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 202 ).
گفت کانت یدی فوق یدک و العلم یعلوا و لایعلی. ( از تاریخ بیهقی چ ادیب ص 684 ).
- ابتعت الغنم بالیدین؛ یعنی به دو قیمت مختلف فروختم آن گوسپندان را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
- اعطاه عن ظهر ید؛ یعنی به تفضل و تبرع داد او را نه بیع و مکافات و قرض. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
- بعته یداً بید؛ ای حاضراً بحاضر. ( از ناظم الاطباء ).
- بین یدی؛ پیش روی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). در پیشگاه.
- بین یدی الساعة؛ یعنی پیش از قیامت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
- بین یدک ( ویا بین یدیه )؛ یعنی پیش روی تو و پیش روی او. ( ناظم الاطباء ).
- سُقِطَ فی یده و یا اُسْقِطَ ( مجهولاً ) فی یدیه؛ یعنی شرمنده شد و پشیمان گشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پشیمان شدن. ( یادداشت مؤلف ).
- عن ید؛ نقد. لانسیة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( یادداشت مؤلف ). دستادست. مقابل پسادست.
- یداً بید؛ دست به دست.
- یدالثوب؛ آنچه زاید باشد از جامه بعد از التحاف و تعطف. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
- یدالدهر؛ درازی روزگار: لاافعله یدالدهر؛ ای ابداً. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دیرینه. ( منتهی الارب ).
- یدالقمیص؛ آستین. ( مهذب الاسماء ) ( ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ).
- یداً واحده؛ یکدست. همدست. دست یکی. متحد و متفق: عاقبت همه یداً واحده شدند و به نصر هجوم بردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 387 ). در دفع خصمان و قمع و قهر معاندان و منازعان یداً واحده باشند. ( تاریخ غازانی ص 54 ).

فرهنگ معین

(یَ ) [ ع. ] (اِ. ) دست. ج. ایدی. ایادی.
(یُ ) [ فر. ] (اِ. ) جسمی است جامد، بلوری و خاکستری مایل به سیاه در آب حل نمی شود ولی در الکل محلول است و در داروسازی مورد استفاده قرار می گیرد.

فرهنگ عمید

۱. دست.
۲. [مجاز] قدرت.
* ید بیضا:
۱. دست سفید و روشن. &delta، یکی از معجزات حضرت موسی که هر وقت دست در بغل می کرد و بیرون می آورد نوری از آن ساطع می شد.
۲. [مجاز] توانایی، قدرت.
۳. [مجاز] کرامت و خرق عادت.
* ید بیضوی: [قدیمی] = * ید بیضا
* ید طولا:
۱. دست دراز.
۲. [مجاز] مهارت و زبردستی.
۳. [مجاز] قوه، قدرت، توانایی.
* ید طولیٰ: = * ید طولا
عنصر غیرفلز از گروه هالوژن ها، جامد، به رنگ خاکستری مایل به سیاه، با بخاری بنفش که در الکل حل می شود و در طب و صنعت به کار می رود.

فرهنگ فارسی

دست، ایدی جمع، ایادی جمع جمع، یدان و یدین: تثنیه ید، دودست، عنصرشیمیایی ازخاکسترنباتات دریایی تهیه میشود
علامت شرط درسوم شخص جمع: اگر فرمان بردند ما را بنکشتیدیدایشان را.
بلاد یمن

دانشنامه عمومی

ید ( به انگلیسی: Iodine ) یک عنصر شیمیایی با نماد شیمیایی I و عدد اتمی ۵۳ است.
• عدد اتمی: ۵۳
• جرم اتمی: ۱۲۶٫۹۰۴۴۷
• نقطه ذوب: C° ۱۱۳٫۵
• نقطه جوش: C° ۱۸۵٫۴
• شعاع اتمی: Å ۱٫۳۲
• ظرفیت: ۱٬۵٬۷
• رنگ: بنفش - خاکستری تیره شفاف
• حالت استاندارد: جامد
• نام گروه: ۱۷
واکنش پذیری ید از دیگر هالوژن ها کمتر و این عنصر، الکترون دهنده ترین هالوژن نافلز است. ید، کمیاب ترین هالوژن پایدار در طبیعت است و از نظر فراوانی، در رده ۶۳ام در میان عناصر قرار دارد و سنگین ترین عنصر در میان مواد مغذی معدنی است. عمدتاً هالوژن ها به خاطر انحلال پذیری بسیار زیاد در آب، در آب دریا بیشتر از خشکی یافت می شوند.
ید در شرایط استاندارد دما و فشار عنصری جامد و درخشان به رنگ آبی - بنفش مایل به سیاه است؛ که در دمای جوش ۱۸۴ درجهٔ سلسیوس به گازی بنفش رنگ و بدبو و بسیار سمی تبدیل می شود. کار کردن با عنصر یُد بدون محافظت خطرناک است و تنفس بخارهای به شدت سمی آن ممکن است سلامتی را جداً به خطر بیاندازد. ید به راحتی در کلروفرم، کربن تتراکلرید یا کربن دی سولفید حل شده و محلول های ارغوانی رنگی به وجود می آورد. ید به مقدار کمی در آب قابل حل است. حل شدن ید در حلال های غیر قطبی مثل CS2 و CCl4 محلول را به رنگ بنفش و حلال های قطبی مثل آب و الکل آن را به رنگ قهوه ای درمی آورد. یُد آزاد در ترکیب با محلول نشاسته به رنگ آبی سیر در می آید.
ید علاقه زیادی به ایجاد زنجیرهایی با خود دارد و از این خاصیت در ترکیبات آلی که حاوی ید هستند به عنوان کاتالیزور استفاده می شود. [ نیازمند منبع]
ید در سال ۱۸۱۱ توسط شیمی دان فرانسوی، برنار کورتوی کشف شد و دو سال بعد، توسط ژوزف لویی گیلوساک، نام گذاری شد who در زبان یونانی، ید به معنای رنگ بنفش است و به دلیل رنگ بنفش بخارات ید و برخی از ترکیبات آن مانند یدید، پریدات و یُدات، این عنصر به این نام گذاری شد.
ید بسیار خالص را می توان از واکنش پتاسیم یدید با مس ( II ) سولفات تهیه کرد. البته روش های دیگری نیز برای جداسازی این عنصر وجود دارند.
برای ید، ۳۰ ایزوتوپ وجود دارد که تنها یکی از آن ها ید - ۱۲۷ پایدار است. با این همه ایزوتوپ های رادیواکتیو ید کاربردهای وسیعی دارند. ایزوتوپ پرتوزای دست ساز ید - ۱۳۱ ( ساطع کننده پرتوی بتا ) که دارای نیمه عمر ۸ روز است برای درمان سرطان و دیگر بیماری های غده تیروئید استفاده می شود.

دانشنامه آزاد فارسی

یُد (iodine)
برگرفته از کلمه ای یونانی به معنی بنفش. عنصری غیرفلزی، به رنگ خاکستری مایل به سیاه، با نماد I، عدد اتمی۵۳، و جرم اتمی نسبی۱۲۴.۹۰۴۴. ید از خانوادۀ هالوژنهاست. بلورهای ید براثر حرارت، بخاری بنفش رنگ با بویی آزاردهنده و مشابه کلرمتصاعد می کنند. در طبیعت فقط به صورت ترکیب با سایر عناصر یافت می شود. نمک های ید، یدیدها، در آب دریا یافت می شوند. ید مادۀ معدنی مغذی و ضروری برای عملکرد مناسب غدۀ تیروئیداست؛ گواتربراثر کمبود ید در رژیم غذایی ایجاد می شود. این عنصر بخشی از هورمون تیروکسینرا تشکیل می دهد. ید در عکاسی، به منزلۀ ضد عفونی کنندهدر پزشکی، و در رنگ سازی کاربرد دارد. نیم عمر ایزوتوپ پرتوزای یدِ ۱۳۱ هشت روز است و از طریق شکافت اتمدر انفجارهای هسته ای و نیروگاه ها به دست می آید. اگر این ایزوتوپ خورده شود، غدۀ تیروئید آن را جذب می کند و آسیب می بیند. این عنصر را برنار کورتوا(۱۷۷۷ـ۱۸۳۸)، شیمی دان فرانسوی، در ۱۸۱۱ کشف کرد. بنابه گزارش سازمان بهداشت جهانی، کمبود ید مهم ترین علت ضایعات مغزی قابل پیشگیری در دنیاست.

ویکی واژه

جسمی است جامد، بلوری و خاکستری مایل به سیاه در آب حل نمی‌شود ولی در الکل محلول است و در داروسازی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
دست.
ایدی. ایادی.

جمله سازی با ید

💡 دادم به تو من همه دل و دیده و جان بردی تو همه ولیک روزیت نبود

💡 این عهد زشت، رنج پدر را نبرده نور امروز در جهان رخ والد ندیده داد

وین یعنی چه؟
وین یعنی چه؟
مدل مو یعنی چه؟
مدل مو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز