لغت نامه دهخدا
هیچ وجه. [ وَج ْه ْ ] ( ق مرکب ) هیچ طور. هیچ گونه.
هیچ وجه. [ وَج ْه ْ ] ( ق مرکب ) هیچ طور. هیچ گونه.
(ق مر. ) هیچ طور، هیچ گونه.
هیچ طور هیچگونه.
هیچطور هیچگونه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کس را چو نیست قیمت وصلت به هیچ وجه من می خرم به جان همه درد و بلای تو
💡 عاشق به هیچ وجه تسلی نمیشود در وصل عندلیب همان داد میزند
💡 دگر تغیر و تبدیل ره بدان ندهند به هیچ وجه و سبب نایبامن استیفا
💡 دل رمیده به این خاکدان نمی سازد به هیچ وجه شرر با دخان نمی سازد
💡 به هیچ وجه نیابد چراغ مجلس انس مگر به روی نگار و شراب انگوری
💡 خدا شناس توان شد بعلم و عقل ولی بهیچ وجه نشاید شناخت آدم را