یافه درای
فرهنگ معین
( ~. دَ )(ص فا. ) بیهوده گو، ژاژخای.
فرهنگ عمید
یاوه گوی، بیهوده گو.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بیهوده گر ژاژخای: اگرکسی گوید که درگیتی کسی برسان اوست گر همه پیغمبری باشد بود یافه درای. ( منوچهری )
ویکی واژه
بیهوده گو، ژاژخای.
جمله سازی با یافه درای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نترسم من از کبک یافه درای که اشتر نترسد ز بانگ درای
💡 آنکه او را بستاید چه بود: پاک سخن وانکه او را نستاید چه بود: یافه درای
💡 من صبحم و در مدح تو جز صدق نگویم این یافه درایان را کذبست تکلم
💡 بی سبب تیغ کشی سنگین دل بی زبان لاف زنی یافه درای
💡 زبس که می گدازد تنم زغصه و دود بجان رسیدم ار این شاعران یافه درای