یادگاره
مترادفها
یادمان، یادگاری، یادبود
متضادها
فراموشی
فرهنگستان زبان و ادب
{relic} [باستان شناسی] آثار و بقایای فرهنگی کهن به ویژه آنها که دارای ارزش مذهبی و نمادین هستند
ویکی واژه
آثار و بقایای فرهنگی کهن بهویژه آنها که دارای ارزش مذهبی و نمادین هستند.
جمله سازی با یادگاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرا ز یاد مبر آن مبین که در رخ و چشم ز گوش و گردن تو یادگارها دارم
💡 مرا بپرور آنچنان که ماند از تو جاودان ز شعر بنده در جهان خجسته یادگارها
💡 دوستِ هروَرِ زلفْ که یکی خرواره این سخنْ اَمروزْ، امیر یادگاره
💡 او هنگامی که هفتادساله بود، برای بازدید از یادگارهای جنگ داخلی به جنوب آمریکا رفت. ولی پس از بازدید راه خود را به جنوب پی گرفت و به مکزیک رفت. سپس به شورشیان مکزیکی به رهبری پانچو ویلا پیوست و از ۱۹۱۴ اثری از او در دست نیست.
💡 یا مَخْمِلِهْ یا شمسِ نِهاره ته دیمْ یا یوسفِ مَصری یادگاره ته دیمْ
💡 آن ساعت قدیمی که پدربزرگ به من هدیه داد، برای من تنها یک شیء نیست، بلکه یادگارهای ارزشمند از دوران کودکی و خاطرات خوش گذشته است.
💡 سفر به شهرهای تاریخی همواره فرصتی عالی برای خرید سوغاتیهایی است که به عنوان یادگارهای ماندگار از آن سفر در ذهن و قلب ما باقی میمانند.
💡 هر کتابی که در کتابخانه قدیمی خانه پیدا میکنیم، میتواند یادگارهای از نسلهای پیشین باشد که دانش و تجربه خود را برای ما به ارث گذاشتهاند.