گیرانه

لغت نامه دهخدا

گیرانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) چیله. تنورافروز. چیزی که بدان آتش روشن کنند. ( یادداشت به خط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنچه که بدان آتش افروزند آتش زنه.
چیله. تنور افروز

فرهنگستان زبان و ادب

[علوم پایۀ پزشکی] ← اشتقاق

دانشنامه عمومی

گیرانه ( به ترکی آذربایجانی: Gərənə ) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان بردع واقع شده است. گیرانه ۱٬۷۱۸ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با گیرانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیر گیرانه سوی من تازد چون پلنگی به زیرم اندازد

💡 در سال ۲۰۱۵ بزرگداشت ۱۰ یکی از سخنرانان سالگرد قتل سوروچو، دیلک کولات، سناتور وقت برلین برای کار، زنان و ادغام بود که خواستار قوانین سختگیرانه‌تر علیه ازدواج‌های اجباری شد. او همچنین از انجمن‌های اسلامی خواست تا از تحمل واعظان زن ستیز دست بردارند.

💡 خوش برانیم سوی بیشه شیران سیاه شیرگیرانه ز شیران سیه نگریزیم

💡 چون مرا دید ماند از آن بشگفت دستگیرانه دست من بگرفت

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز