گلگونی
لغت نامه دهخدا
گلگونی. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است ازدهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع در 47000 گزی جنوب خاور فهلیان و 25000 گزی راه شوسه کازرون به فهلیان. هوای آن معتدل و دارای 185 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و برنج و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان قالیبافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان دشمن زیاری بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون.
جمله سازی با گلگونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلگون رخت چو شست بهار ازور بگذشت گل بگشت ز گلگونی
💡 زهر یک قطره اشکم که دارد تکیه بر مژگان زپا افتاده گلگونی به دوش کوهکن بینم
💡 رگ گل تا ابد بوسد سر انگشت حنا بندت اگر وا کردهای بند نقاب جامه گلگونی