گسست
کلمه گسست به طور کلی به معنای قطع یا از هم گسیختگی است. در حوزه روانشناسی، این اصطلاح به اختلالات گسستگی اشاره دارد که شامل انواع اختلالاتی میشود که در آنها فرد ارتباط خود را با افکار، احساسات، حافظه یا هویت خود از دست میدهد. این اختلال که پیشتر به عنوان اختلال شخصیت چندگانه شناخته میشد، با وجود دو یا چند هویت یا شخصیت مجزا در یک فرد مشخص میشود. این اختلال با از دست دادن حافظه برای اطلاعات شخصی و مهم شناخته میشود و ممکن است به صورت موقت یا دائمی باشد. این اختلال با احساس جدایی از خود یا واقعیت اطراف مشخص میشود، به گونهای که فرد احساس میکند از بیرون به خود یا دنیای اطرافش نگاه میکند. این دسته شامل اختلالاتی است که به طور کامل در هیچ یک از دستههای فوق قرار نمیگیرند، اما علائم گسستگی قابل توجهی دارند.
مترادفها
جدایی، انقطاع، گسیختگی
متضادها
پیوند، اتصال، پیوستگی
فرهنگستان زبان و ادب
{hiatus, chasm} [باستان شناسی] ناپیوستگی در توالی فرهنگی
ویکی واژه
ناپیوستگی در توالی فرهنگی.
جمله سازی با گسست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بی سر و پای یکی چنبروار خر ما جسته و بگسسته رسن
💡 بیچارهایست لایق وصلت که در فراق دست هوس گسست ز دامان چارهها
💡 افزایش شکاف میان نسلها باعث ایجاد یک گسست عمیق فرهنگی و اجتماعی شده است که مدیریت آن در دنیای پرسرعت امروز بسیار دشوار به نظر میرسد.
💡 وقوع این گسست ناگهانی در زنجیره تأمین کالاها، منجر به افزایش قیمت محصولات مصرفی و ایجاد بحرانهای اقتصادی در بازارهای جهانی شد.
💡 نویسنده در این رمان تلاش کرده است تا گسستهای روانی و عاطفی میان شخصیتهای اصلی داستان را با ظرافت و دقت بسیار بالایی به تصویر بکشد.