گزرو

لغت نامه دهخدا

گزرو. [ گ َ زَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان میرعبدی بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار، واقع در 5000گزی شمال دشتیاری کنار راه مالرو دشتیاری به قصرقند. هوای آن گرم و دارای 400 تن سکنه است. آب آنجا از باران تأمین میشودو محصول آن حبوبات لبنیات، ذرت و شغل اهالی زراعت وگله داری است. ساکنان از طایفه سردارزائی هستند و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی در شهرستان چاه بهار

ویکی واژه

گزرو (جمع گزرو‌ها)
گزرو اصطلاح محلی به چوب بلند برای ریختن گردو از درخت می گویند. مورد استفاده در شهرستان محلات استان مرکزی

جمله سازی با گزرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن سوی گزروس آمد بسارد دلی پر زکینه سری پر زباد

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز