گزافکاری

لغت نامه دهخدا

گزافکاری. [ گ ُ / گ ِ / گ َ ] ( حامص مرکب ) افراط. مبالغه. اسراف:
زین پیشترم گزافکاری
در سینه چنان نشاند خاری.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) افراط، مبالغه.

فرهنگ عمید

افراط، مبالغه، زیاده روی.

فرهنگ فارسی

۱ - افراط مبالغه. ۲ - اسراف.

ویکی واژه

افراط، مبالغه.

جمله سازی با گزافکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قالَ قَرِینُهُ، دیو او گوید، رَبَّنا ما أَطْغَیْتُهُ خداوند ما من او را بر نافرمانی و گزافکاری نداشتم، وَ لکِنْ کانَ فِی ضَلالٍ بَعِیدٍ (۲۷) لکن او خود در بی‌راهی بود از راه راست دور.

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز