گروه جمعی
مترادفها
گروه، دسته، جمع
متضادها
فردی، انفرادی
فرهنگستان زبان و ادب
{additive group} [ریاضی] گروهی که عمل آن جمع است
ویکی واژه
گروهی که عمل آن جمع است.
جمله سازی با گروه جمعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گروه جمعیتی کوچکی از آلمانیها، در قرقیزستان زندگی میکنند.
💡 برای رسیدن به اهداف بزرگ در سازمان، برخلاف کار انفرادی، نیاز به فعالیت یک گروه جمعی است که اعضای آن با هم هماهنگ باشند.
💡 موفقیت این پروژه نه مدیون تواناییهای فردی، بلکه حاصل همکاری مستمر و تلاش یک گروه جمعی بود که با هم هدف مشترکی داشتند.
💡 در فعالیتهای داوطلبانه، حضور یک گروه جمعی سازمانیافته میتواند تأثیر بسیار بیشتری نسبت به تلاشهای پراکنده و بدون برنامهریزی چندین فرد داشته باشد.