گام شمار

مترادف‌ها

گام‌سنج

لغت نامه دهخدا

گام شمار. [ ش ُ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) قدم برداشتن به احتیاط. از روی حساب قدم برداشتن:
و آن رقیبی که بود محرم کار
ره نرفتی مگر به گام شمار.نظامی.

فرهنگ فارسی

گام زنی از روی حساب با احتیاط قدم برداشتن: وان رقیبی که بود محرم کار ره نرفتی مگر بگام شمار. ( نظامی ) ۲ - ( صفت ) کسی که از روی حساب گام زند باحتیاط قدم بردارنده.

دانشنامه آزاد فارسی

گامْ شُمار (pedometer)
وسیله ای کوچک و قابل حمل، برای شمارش قدم ها و اندازه گیری تقریبی فاصله ای که شخص طی می کند. فاصلۀ هر قدم با وزنۀ آویخته در این وسیله، که راه نوردی آن را به راه می اندازد، به دست می آید و تعداد دفعات چرخش نیز در صفحۀ مدرج آن ثبت می شود.

جمله سازی با گام شمار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و آن رقیبی که بود محرم کار ره نرفتی مگر به گام شمار

💡 ای که گر امرت بگرداند زمام دهر را آید ار زاید به ناقص طبع هنگام شمار

💡 زنهار چو انگشت به هنگام شمار افتان خیزان به سر رسان این ره را

💡 برگ شجر و قطرهٔ باران بهاری هنگام شمار از هنرش عُشرِ عشیرست

💡 استفاده از یک گام شمار هوشمند در گوشی‌های موبایل می‌تواند به افراد کمک کند تا فعالیت بدنی روزانه خود را به درستی مدیریت کنند.

💡 با استفاده از گام شمار، ورزشکاران می‌توانند مسافت طی شده در طول تمرینات روزانه را به دقت محاسبه کرده و پیشرفت خود را بررسی نمایند.

💡 بسیاری از افراد برای حفظ سلامتی و کاهش وزن، تصمیم می‌گیرند که هر روز از یک گام شمار برای پایش دقیق حرکات خود استفاده کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران