گازدار

لغت نامه دهخدا

گازدار. ( نف مرکب ) مایعی که دارای گاز باشد: آب گازدار. دوغ گازدار. رجوع به گاز شود.

فرهنگ عمید

دارای گاز: نوشابهٴ  گازدار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مایعی که دارای گاز است آب گازدار دوغ گازدار.

ویکی واژه

frizzante
gassato

جمله سازی با گازدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مظهر اصلی چشمه را یک حوضچه طبیعی به شکل نامنظم تشکیل می‌دهد که در اثر رسوب گذاری آب آن حوضچه‌های طبیعی و جالبی را به وجود آورده‌است که روی حوضچه‌ها استخرهایی ساخته شده‌است و آب گازدار به‌طور دائمی جوشان و جریان دارد.

💡 اسید سیتریک علاوه بر افزایش ماندگاری نوشیدنی‌های گازدار و آبمیوه‌ها، طعم ترش خوشایندی را نیز به آن‌ها می‌دهد.

💡 کمی ترش مزگی و بی‌رنگ از ویژگی آب این چشمه است و ترکیبات بیکربنات مخلوط گازدار و آهن دار را در خود دارد.

💡 من ترجیح می‌دهم به جای نوشیدنی‌های بسیار شیرین و گازدار، از آب‌های معدنی طبیعی و نوشیدنی‌های گیاهی که برای سلامتی مفیدتر هستند استفاده کنم.

💡 وقتی درب بطری نوشابه را باز کرد، صدای خروج گازهای آن بلند شد و حباب‌های ریز گازدار به سرعت در سطح مایع حرکت کردند.

💡 برخی از افراد به دلیل حساسیت‌های گوارشی، هرگز اجازه نمی‌دهند که هیچ نوع نوشیدنی گازدار یا ترکیبات کربناته وارد رژیم غذایی روزانه آن‌ها شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران