کین سیاوش

لغت نامه دهخدا

کین سیاوش. [ن ِ وَ / وُ / وو ] ( اِخ ) کینه سیاوش. نام لحنی است از سی لحن باربد. ( فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ). نام لحن بیستم از جمله سی لحن باربد. ( برهان ): واهل بخارا را بر کشتن سیاوش سرودهای عجیب است و مطربان آن سرودها را کین سیاوش گویند. ( تاریخ بخارا ).
در کین سیاوش ارغنون زن
آن زخمه درفشان فروریخت.خاقانی.ببین زخمه کز پیش کیخسرو دین
به کین سیاوش چه برهان نماید.خاقانی.زخمه گشتاسب در کین سیاوش نقش سحر
پیش تخت شاه کیخسرومکان انگیخته.خاقانی.چو زخمه راندی از کین سیاوش
پر از خون سیاوشان شدی گوش.نظامی.

فرهنگ معین

(وُ ) (اِمر. ) = کینة سیاوش: نام لحن بیستم از سی لحن باربد.

فرهنگ فارسی

نام لحن بیستم از سی لحن باربد در فهرستی که نظامی در خسرو و شیرین آورده [ لحن بیست و هشتم ] از سی ویک لحن باربد است: [ چو زخمه راندی از [ کین سیاوش ] پر از خون سیاوشان شدی گوش. ] ( نظامی )
کین. سیاوش ٠ نام لحنی است از سی لحن باربد ٠ نام لحن بیستم از جمل. سی لحن باربد ٠

جمله سازی با کین سیاوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه کین سیاوش چه مازندران کمر بسته بر پیش جنگاوران

💡 به کین سیاوش به فرمان شاه نشاید به پیوند کردن نگاه

💡 در آتش رو به آیین سیاوش برون کن از دلت کین سیاوش

💡 بکین سیاوش همه کشته شد ز من بخت بیدار برگشته شد

💡 به کین سیاوش بر آن رزمگاه بدم هر شبی پاسبان سپاه

💡 به کین سیاوش کمر بر میان نبستی چرا پیش ایرانیان

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز