کوژپشتی

لغت نامه دهخدا

کوژپشتی. [ پ ُ ] ( حامص مرکب ) کوزپشتی. ( فرهنگ فارسی معین ). حَدَبه. حَدَب. احدباب. احدیداب.تحادب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). پشت خمیدگی. خمیده پشتی. و رجوع به کوژپشت، کوزپشت و کوزپشتی شود.

فرهنگ فارسی

خمیده پشتی پشت دوتایی.

فرهنگستان زبان و ادب

{kyphosis} [پزشکی] تقعر بیش از اندازۀ ستون مهره ها که سبب قوزدار شدن پشت شود

ویکی واژه

تقعر بیش از اندازۀ ستون مهره‏ها که سبب قوزدار شدن پشت شود.

جمله سازی با کوژپشتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی بنفشه ز رشک طره تو کوژپشتی بر او عصا بستان

انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز