کوزر
لغت نامه دهخدا
کوزر. [ زَ ] ( اِ ) خوشه گندم و جوی را گویند که در وقت کوفتن خرمن خرد نشده باشد و بار دیگر بکوبند و آن را به عربی قصاله و قصامه خوانند ( برهان ) ( آنندراج ). در یزدی «کوزاره »، گندم از خوشه بیرون نیامده. ( حاشیه برهان چ معین ). || غربیلی که آهک و سنگریزه را بدان غربیل کنند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(زَ ) (اِ. ) ۱ - خوشة گندم و جو. ۲ - غربیل، الک.
فرهنگ عمید
خوشۀ گندم که هنگام کوبیدن خرمن خرد نشده باشد، کوزاره.
فرهنگ فارسی
( اسم ) خوش. گندم و جوی که در وقت کوفتن خرمن خرد نشده و بار دیگر بکوبند قصاله قصامه.
ویکی واژه
خوشة گندم و جو.
غربیل، الک.
جمله سازی با کوزر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه سوی یار شد او بازگشت تو یقین دان کوزره ناساز گشت
💡 ازرهمحمدخان، روستایی از توابع بخش کوزران شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.